المنسوب للإمام علي ( ع ) ( مترجم : مولانا شوقى قرن 9 ه - )

پيشگفتار و مقدمه 19

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى )

شناعت فلسفه و نفرت از فلاسفه به حدّى رسيد كه دانشمندى همچون ابن نجا اربلى در حال احتضار آخرين گفته‌اش : صدق اللّه العلىّ العظيم و كذب ابن سينا بود . عرصه بر فلسفه و فيلسوفان و آثار فلسفى چنان تنگ گرديد كه در مدينة السّلام يعنى بغداد ورّاقان و كتابفروشان را به سوگند واداشتند كه كتابهاى فلسفه و كلام و جدل را در معرض فروش نگذارند و كتابهايى نظير كتاب صون المنطق و الكلام عن المنطق و الكلام و القول المشرق فى تحريم المنطق جلال الدّين سيوطى مورد پسند اهل دين و حافظان شريعت گرديد و ارباب تراجم دربارهء كسانى كه به فلسفه و علوم عقلى مىپرداختند ، مىگفتند : « دنّس نفسه بشيء من العلوم الأوائل » . در اين ميان بسيارى از دانشمندان كوشيدند تا اين شكاف ميان دين و فلسفه را از بين ببرند ولى موفّق نشدند از جمله آنان ناصر خسرو قباديانى بود كه كتاب جامع الحكمتين خود را نگاشت تا ميان دو حكمت يعنى حكمت شرعيّه و حكمت عقليّه آشتى دهد و جدال و نزاع ميان فيلسوف و اهل دين را بر طرف سازد ولى در اين راه توفيقى به دست نياورد و عبارت زيرا از او نشان‌دهنده يأس و نااميدى او در اين كوشش است : « فيلسوف مر اين علما لقبان را به منزلت ستوران انگاشت و دين اسلام را از جهل ايشان خوار گرفت و اين علما لقبان مر فيلسوف را كافر گفتند ، تا نه دين حق ماند بدين زمين و نه فلسفه » . در غرب جهان اسلام نيز ابن رشد اندلسى كوشيد تا ميان حكمت و شريعت را در كتاب معروف خود فصل المقال فيما بين الحكمة و الشّريعة من الاتّصال آشتى دهد ولى او هم در اين راه توفيقى به دست نياورد و انديشهء ابتكارى او مبنى بر اينكه در مسائل خداشناسى و جهان‌شناسى هر متكلّم و فيلسوفى يا مصيب است و يا مخطى و هر كدام