كمال الدين حسين بن حسن خوارزمي
مقدمهء كتاب 30
ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى )
نمىداده « 1 » ، زيارت آستان حضرت رضا را به جاى آن گذاشته و آن را كعبه معنى انگاشته است ، و گويد : كعبهء صورت اگر دور است و ره ناايمن است * كعبهء معنى بجوى اى طالب معنى بيا و جاى ديگر به هنگامى كه قافلهء حجّاج عزم سفر بيت اللّه الحرام داشتهاند و او از درك اين فيض بىنصيب مانده با دلى خسته چنين مىگويد : من حسينم ز در خويش مرانيد مرا * منزل سبط نبى بيت حرم ساختنى است « 2 » كمال الدّين خوارزمى را با غياث الدّين شاه ملك انس و الفتى تمام بود . از محبّتهاى او منّتها به جان داشت ، بهطورى كه آثار خود را كه پس از مرگ وى نوشته است به ذكر جميل او مىآرايد . « 3 » شاه ملك را نيز به دو اخلاصى به غايت و لطف و عنايتى بىنهايت بود و در وصايا و نصايح خويش فرزند كامگار و جانشين خود را به دو سپرده بود . ولى به طورى كه از پارهاى اشعار و برخى قراين و آثار برمىآيد « 4 » اين شاهزاده جوان گويا مانند پدر به دو توجّهى نداشته و بهرغم بدسگالان كجانديش او را مورد اعزاز و احترام خويش قرار نداده است . بدين سبب مؤلّف محنت كشيده كه پس از مرگ غياث الدّين شاه ملك حامى و هواخواهى نظير او براى خود نديده كمكم از اقامت در خوارزم پاى كشيده وطن مألوف را بىيار و غمگسار ، ديارى چون دوزخ و جاى رنج و آزار مىبيند و بدين ابيات و نظاير آن زبان به شكوه و شكايت مىگشايد : دريغ خطّهء خوارزم شد چنان كه در او * نه يار و مونس و نى غمگسار مىبينم اگر بهشت بود دوزخ است در چشمم * هر آن ديار كه خالى زيار مىبينم « 5 » و اگرچه در طريق وفادارى و حقگزارى به مخدومزادهء خود همواره ثبات قدم ورزيده ، ولى چون بوى مهرى ( شايد چنان كه دلخواه او بوده ) از سوى او نمىشنيده لا جرم آرزوى مسافرت از آن ديار و مهاجرت به مشهد حضرت رضا را در سر
--> ( 1 ) . مقصد الاقصى ص 3 . ( 2 ) . ديوان حلّاج ص 49 . ( 3 ) . ر . ك : 169 ، 346 متن صفحات ديگر كه نام امير كبير آمده و نيز ر . ك : جواهر الاسرار ص . . . و نسخهء خطّى مقصد الاقصى ص 8 . ( 4 ) . شايد هم بدين سبب بوده تا اين كتاب را كه نخست به نام نصايح شاهى به نام او كرده بعدها نام و مدايح او را در بسيارى از موارد حذف كرده و با اصلاحاتى ، از آن كتابى عرفانى ساخته و آن را ينبوع الاسرار نام نهاده است ر . ك : ص 9 ، مقدّمهء نصيحتنامهء شاهى و ص 158 ، متن كتاب و اشعار ص 10 و 209 ديوان منصور حلّاج . ( 5 ) . ر . ك : ص 141 همان مأخذ .