كمال الدين حسين بن حسن خوارزمي
مقدمهء كتاب 18
ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى )
وفادارى به او آورده است « 1 » : اقبال تو « حسين » چو در ظلّ بوالوفاست * مىكش جفاى خلق و ز كوى وفا مرو چنان كه از سخنان او برمىآيد شرح مثنوى شريف را با اجازت و اشارت و تشويق خواجه ابو الوفا آغاز كرده و در اشتغال بدين مهمّ از او الهام گرفته است . « 2 » زبدهء سخن آنكه كمال الدّين حسين ، خواجه ابو الوفا را از دل و جان دوست مىداشته و كاميابى و اقبال خود را در وفادارى و خدمت به او مىپنداشته است ، چنان كه در يكى از قصايدى كه در مدح او سروده به مطلع : اى دل چه پاى بستهء بند علايقى * بگذر ز خلق اگر تو طلبكار خالقى او را با عناوين « فرشتهء جان » و « خير الخلائق » و « رهبر اهل خانقاهها » و غيره ستوده سپس چنين مىگويد : او بو الوفا و تو ز وفاى ولاى او * هر دم به نيل دولت و اقبال واثقى « 3 » كمال الدّين حسين خوارزمى و تذكرهنويسان دربارهء شرح حال و نسبنامهء كمال الدّين حسين خوارزمى و آثار و تأليفات او هيچگونه تحقيقى تاكنون به عمل نيامده است . و آنچه را كه ارباب تذكره و تاريخ بيان كردهاند غالبا اشتباه و آميخته با سهو و خطاست و همچنان كه معمول و شيوهء آنان بوده بيشتر به نقل نوشتههاى يكديگر پرداختهاند . مهمتر آنكه متابعت از اين شيوه گاه سبب آن شده است تا شرح حال چند تن از كسانى را كه حسين خوارزمى نام داشته ، يا ملقّب به كمال الدّين بودهاند ، با يكديگر درآميزند . سوانح زندگى اين را به دو ، و آثار و تأليفات او را بدين نسبت دهند ، و سرانجام چهرهء حقيقت را دگرگون ساخته ، شخصيّتى را جدا از
--> ( 1 ) . ر . ك : ص 328 و 302 جواهر الاسرار . ( 2 ) . ر . ك : به آثار و تأليفات مؤلّف در مقدّمهء ص 35 . ( 3 ) . ر . ك : ص 195 ديوان منسوب به منصور حلّاج - براى آگاهى بيشتر از تفصيل حالات خواجه ابو الوفا ر . ك : مجالس النّفائس 185 ؛ حبيب السّير 3 / 9 ؛ نفحات الانس 434 و مجالس العشّاق 156 و رياض العارفين .