كمال الدين حسين بن حسن خوارزمي

مقدمهء كتاب 14

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى )

بر اراضى ماوراءالنّهر و دشت قبچاق و شمال آسيا استيلا يافت به‌تدريج دست اين خاندان را از آن نواحى كوتاه ساخت و از جانب خويش بر خطّهء خوارزم حاكمى بگماشت و رؤساى قبايل و خانان « بركه » و « سراى » و « دشت » را سركوب و مطيع خويش كرد . « 1 » ولى در زمان سلطنت شاهرخ ، اين رؤساى سركوفته و خانان به ظاهر مطيع ، چون فرصتى يافتند علم طغيان و عصيان برافراشتند و بناى حمله و هجوم به خوارزم و نواحى مجاور آن را گذاشتند ، تا آنجا كه پس از مهاجمات بسيار و غارت و كشتار خلقى بىشمار سرانجام بر تمام ناحيه مسلّط شدند و تشكيل حكومت ازبكان را دادند كه مدّتها ادامه داشت . خاقان سعيد - امير كبير . . . مراد از خاندان خاقان سعيد ، صاحب‌قران امير تيمور گوركان معروف مستغنى الوصف است ( 736 - 807 ه ) كه سالها پيش از تأليف كتاب در گذشته و مؤلّف از او با كلمهء « تغمّده اللّه بغفرانه و أسكنه فى بحابيح جنانه » « 2 » ياد كرده است . و مقصود از خاقان سعيد « 3 » همه جا شاهرخ فرزند امير تيمور است كه پس از پدر تا سال 850 ، سلطنتى پربار داشته و در مطلع السّعدين و مجمل فصيح خوافى و حبيب السّير و ساير كتابهاى تاريخ نيز بدين نام شناخته و خوانده شده است . امّا « مرحوم مغفور امير كبير » كه مكرّر نام او همراه با نام مؤلّف آمده و به درويشان و اهل فقر بالاخص با مؤلّف انسى داشته و به او ارادتى مىورزيده است . « 4 » مراد غياث الدّين شاه ملك نوبان است « 5 » پدر ممدوح مؤلّف . اين امير كبير از حكّام نامدار و امراى عالىجاه امير تيمور و پسرش شاهرخ بود و بنا به روايت عبد الرّزاق سمرقندى « 6 » چون امير تيمور « از ناصيهء او آثار دولت و نجاح و انوار

--> ( 1 ) . بركه و سراى و دشت و هشترخان نام شهرهايى بوده در مشرق بحر خزر و حوالى رود ولگا . رجوع شود به حواشى مجمل فصيح خوافى ، چاپ محمود فرّخ و سفرنامهء ابن بطوطه و مطلع السّعدين . ( 2 ) . ر . ك : ص 248 - 249 . ( 3 ) . ر . ك : فهرست اعلام ذيل كلمهء خاقان سعيد . ( 4 ) . ر . ك : ص 169 . ( 5 ) . نوبان - امير اعظم ، شاهزاده ، از القاب بزرگان ترك است و در مقصد الاقصى ( ص 403 ) نوبتى با نام غياث الدين ابو الفتح شاه ملك خوانده شده . ( 6 ) . مطلع السّعدين ص 118 و 121 و 139 و 336 و نيز ر . ك : حبيب السّير .