صائن الدين علي بن محمد تركة
مقدمهء كتاب 30
تمهيد القواعد ( فارسى )
مولانا الجامى : « مراد بسريان وى در همه ، عموم تجلى اوست مر موجودات را ظاهراً و باطناً » . مرحوم ميرزا أبو الحسن در حواشى گفته است : « اعلم ان القول بوحدة الوجود بمعنى ان الوجود هو الواجب بعينه و بذاته يكون سارياً في جميع الموجودات أو يتعيَّن بجميع التعيُّنات و لا يكون له مرتبة خارجة عن تلك التعيُّنات باطل و ان كانت عبارات العرفاء توهم ذلك » . بايد توجه داشت كه مشكل اساسى در اين مبحث اعتبارى بودن كثراتست و اساس قول عرفا بر اين اصل استوار است كه وحدت حقيقى و كثرت اعتبارى است . و اينكه از جهلهء صوفيه نقل شده است كه حق وجود مطلق به معناى كل طبيعى و يا نظير طبيعى است و در مقام تحقق خارجى درست مثل طبيعى ماهيَّت مقام و مرتبهاى جدا و منعزل از حقايق كونيه ندارد و تمام هويَّت واجب همان مقام تلطخ أو با كثراتست و اين قول از اين جهت باطل است كه حق اول در مقام تحقق خارجى محتاج به مشخصات امكانى است و نتيجه آن كه حق فاقد مقام وجوب وجود و در حقيقت تحقق خاص كثراتست و كثرت بدون توقف بر وحدت متحقق شده است و ثمرهء اين قول انكار واجب و انحصار موجودات در كثرات امكانى است . اما اعتقاد به اعتباريَّت كثرت و قول به تحقق وجود بنحو صرافت و محوضت و تجلى آن در مواطن كثرت بدون تجافى از مقام ذات و حقيقت صرفهء منعوت به عَنقاء مُغرب و غيب الغيوب و كنز مخفى و خلاصه و جان كلام و لُبِّ لباب مرام اعتقاد اعتبارى بودن كثرات با حفظ حقيقى بودن وحدت و قول به انحصار وجود در فرد واحد و اصل فاردِ شخصى مطلق از كافهء قيود و اعتبارات و مقدم بر كليهء كثرات ، ملازم انكار واجب الوجود و محكوم شدن به حكم كثرات و بالاخره نفى واجب الوجود بالذات نيست بل كه اين معنا ملازم