عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )
90
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )
لذات است ، و درين مرتبه او را قوّت شهوانى مىگويند ؛ يا از جهت دفع مضرّت و غلبه است ، و درين مرتبه او را قوّت غضبى مىخوانند . فصل نهم در بيان روح انسانى 62 ( 12 ) بدانكه تا بدينجا كه گفته شد آدمى با ديگر حيوانات شريك است ، يعنى درين سه روح كه گفته شد ، روح نباتى و روح حيوانى و روح نفسانى . و آدمى كه ممتاز مىشود از ديگر حيوانات به روح انسانى ممتاز مىشود . و روح انسانى نه از قبيل اين سه روح است . از جهت آنكه روح انسانى از عالم علوى است ، و روح نباتى و روح حيوانى و روح نفسانى از عالم سفلىاند . و در روح انسانى اختلاف كردهاند كه داخل بدن است يا داخل بدن نيست . اهل شريعت مىگويند كه داخل بدن است چنانكه روغن در شير ؛ و اهل حكمت مىگويند كه داخل نيست و خارج بدن هم نيست ، از جهت آنكه نفس ناطقه در مكان نيست و محتاج مكان نيست . چون در مكان نيست نتوان گفتن كه داخل بدن است يا خارج بدن است . و ديگر آنكه داخلى و خارجى صفات اجساماند و نفس ناطقه جسم و جسمانى نيست ، اما جمله اتفاق كردهاند كه روح نباتى و روح حيوانى و روح نفسانى داخل بدناند و زبده و خلاصهء غذااند . غذا به تربيت و پرورش ايشان عروج كرده است و به مراتب برآمده و دانا و شنوا و بينا شده . ( 13 ) اى درويش ! اگر گويند كه غذاست كه عروج كرده است و به مراتب برآمده و دانا و بينا و شنوا شده ، راست باشد ، و اگر گويند كه نور است كه با غذا همراه است آن نور عروج كرده است و به مراتب برآمده و دانا و بينا و شنوا شده ، هم راست باشد . چنين مىدانم كه تمام فهم نكردى ، روشنتر ازين بگويم كه دانستن اين سخن از مهمّات است ، و رياضات و مجاهدات اهل هند جمله بنابراين سخن است ؛ يعنى سخنى به غايت خوب است و بسيار مشكلات از دانستن 63 اين سخن گشاده مىشود و حلّ مىگردد . فصل دهم در بيان سلوك اهل هند ( 14 ) بدانكه خاك و آب و هوا و آتش و حيوانات و نباتات و افلاك و انجم يعنى