عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )

74

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )

حقيقت ديد انبياست : الشريعة اقوالى و الطريقة افعالى و الحقيقة احوالى . سالك بايد كه اوّل از علم شريعت آنچه ما لا بدّ است بياموزد و ياد گيرد و آن‌گاه از عمل طريقت آنچه ما لابدّست بكند و به‌جاى آورد تا از انوار حقيقت به‌قدر سعى و كوشش وى روى نمايد . ( 3 ) اى درويش : هركه قبول مىكند آنچه پيغمبر وى گفته است ، از اهل شريعت است ، و هركه مىكند آنچه پيغمبر وى كرده است ، از اهل طريقت است ، و هركه مىبيند آنچه پيغمبر وى ديده است ، از اهل حقيقت است . هركه هر سه دارد هر سه دارد ، و هركه دو دارد دو دارد ، و هركه يكى دارد يكى دارد ، و هركه هيچ ندارد هيچ ندارد . ( 4 ) اى درويش ! آن طايفه كه هر سه دارند ، كاملان‌اند و ايشان‌اند كه پيشواى خلايق‌اند و آن طايفه كه هيچ ندارند ازين سه ناقصان‌اند ، و ايشان‌اند كه از حساب بهايم‌اند . ( 5 ) اى درويش ! به يقين بدان كه بيشتر آدميان صورت آدمى 43 دارند و معنى آدمى ندارند ، و به حقيقت خر و گاو و گرگ و پلنگ ، و مار و كژدم‌اند . و بايد كه تو را هيچ شكّ نباشد كه چنين است . در هر شهرى چند كسى باشند كه صورت و معنى آدمى دارند و باقى همه صورت دارند و معنى ندارند ، قوله تعالى « لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ » . فصل دوم در بيان انسان كامل ( 6 ) بدانكه انسان كامل آن است كه در شريعت و طريقت و حقيقت تمام باشد ، و اگر اين عبارت را فهم نمىكنى به‌عبارتى ديگر بگويم . بدانكه انسان كامل آن است كه او را چهار چيز به كمال باشد : اقوال نيك و افعال نيك و اخلاق نيك و معارف . ( 7 ) اى درويش ! جمله سالكان كه در سلوك‌اند درين ميان‌اند و كار سالكان اين است كه اين چهار چيز را به كمال رسانند . هركه اين چهار چيز را به كمال رسانيد به كمال خود رسيد . اى بسا كس كه درين راه آمدند و درين راه فرورفتند و به مقصد