فريد الدين العطار النيسابوري
3
تذكره الأولياء ( فارسى )
در دل بنده پديد آرد تا بدان جملهء انوار آخرت مشاهده كند » . و گفت : « اخلاص آن است كه چون عمل كنى ، دوست ندارى كه تو را بدان ياد كنند و تو را بزرگ دارند از سبب عمل تو ، و طلب نكنى ثواب عمل خويش از هيچكس مگر از حق ، تعالى . اين اخلاص عمل بود » . و گفت : « عمل كن و چنان عمل كن كه هيچكس نيست در روى زمين به جز تو و هيچكس نيست در آسمان و زمين به جز او » . و گفت : « اين روزى چند كه مانده است ، آن را غنيمتى بزرگ شمر ، و اين قدر عمر كه در پيش دارى در صلاح گذار ، تا بيامرزند آنچه از پيش گذشته است » . و گفت : « دواء دل پنج چيز است : همنشينى اهل صلاح ، و خواندن قرآن ، و تهى داشتن شكم ، و نماز شب ، و زارى كردن در وقت سحر » . و گفت : « عدل دو قسم است : عدلى است ظاهر ميان تو و ميان خلق ، و عدلى است باطن ميان تو و حق - تعالى - و طريق عدل استقامت است و طريق فضل طريق فضيلت » . و گفت : « موافق اهل صلاحيم در اعمال جوارح ، و مخالف ايشانيم به همّتها » . و گفت : « خداى - عزّ و جلّ - مىفرمايد : أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ * ، و ما فتنه زياد مىكنيم » . نقل است كه شبى سى و اند كس از ياران او جمع شدند و سفره نهادند ، نان اندك بود . شيخ پاره پاره كرد و چراغ برگرفت . چون چراغ بازآوردند ، همهء پارهها بر جاى خود بود ، كه كس نخورده بود از طريق ايثار . مريدان را چنين تربيت كرده بود . 42 ذكر عبد اللّه خبيق ، رحمة اللّه عليه آن غوّاص درياى دين ، آن درّ درياى يقين ، آن قطب مكنت ، آن ركن سنّت ، آن امام اهل جذبه و سبيق ، عبد اللّه بن خبيق - رحمة اللّه عليه - از زهّاد و عبّاد و متصوّفه بود و از متورّعان و از متوكّلان بود . و در حلال خوردن