فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
26
چهارده رساله ( فارسى )
اما آن كسانى كه ايشان از اين عقبها خلاص بازمانده خلاص يافتند و از ظلمات عالم ممكنات برستند و بفسحت عالم انوار قدم رسيدند و از عين الحيات زلال معرفت و محبت بچشيدند و مست شدند چشم دل در مقابل ينبوع انوار جلال حق كوش جانشان در لذّت استماع انّى انا اللّه واله شده سر نور الله نور السموات و الارض از راه اندرون جان بجوارح و اعضاء رسيده تن ايشان جان شده جان دل گشته دل گل كشته گل جزو شده جزو نيست شده نيست هست شده از اين ستكه محقّقان گفتهاند من اراد الخوض فى هذه الصناعة فليستحدث لنفسه فطرة اخرى « 1 » فصل دويم در اقسام روندگان راه جويندگان راه معرفت دو گروهاند جماعتى به حركت جستند و جماعتى به سكون امّا آنان كه از راه حركت جستند اول پيشروى طلب كردند تا آن پيشرو ايشان را به راه راست برد و در تعيين آن پيشرو خلاف افتاد جماعتى گفتند كه پيشرو از جنس انس و معشر بشر بود زيرا كه اگر نه از جنس انس بود ما او را نشناسيم پس در شناخت آن پيشرو ما را پيشروى ديگر بايد و آن مؤدى باشد
--> ( 1 ) - حكما تعبير بعقل نظرى و عملى كرده گويند آن جهت و طرفى را كه انسان از آن روى مهيا شود كه درك معقولات كليّه كند قوه نظرى است و جهتى را كه بدان جهت مهياى عمل نيكو باشد قوت عمليه و عقل عملى ناميدهاند و از اين جهت حكمت را به دو قسم نظرى و عملى تقسيم كرده و عرفا به راه ظاهر و باطن تعبير كردهاند گويند به راه ظاهر ميتوان خدا را دانستن ولى راه باطن راهى است كه از آن ميتوان به خدا رسيدن بسيار فرق باشد از انديشه تا وصول متكلمين و حكماء مشائين اصول عقايد خود را بدليل و برهان درست كنند و از راه استدلال و نظر وارد شوند و از اثر پى بمؤثر برند و اما حكماء اشراق و علماء اخلاق در لذت مشاهده مستغرق باشند و غير خدا نبينند رسد آدمى به جائى كه بجز خدا نه بيند و وصول بسعادت حقيقى كه مطلوب حكماء الهى است همين است و صوفيّه و عرفا بوصول به حق و فناء وجودى مطلق تعبير كردهاند درويش خاككى است بيخته آبكى بر او ريخته نه كف پا را از او دروى و نه پشت پا را از او گردى . داستان اسكندر و دستور نقاشى دادن و نقاشان چين و ختن احضار شدن پردهاى آويختند و رنگهاى مختلف ريختند نقاشان ختن نقوش زيبا طرح كردند و هنر بخرج دادند ولى استادان چينى در مدت يك سال ديوار مقابل را صيقل ميزدند پس از آنكه پرده برداشته شد آنچه نقاشيهاى زيبا بود كه در نتيجه زحمات طاقتفرساى يك ساله حاصل شده بود در ديوار مقابل به بهترين صورت مينمود و شاهكار صنعت ميبود