فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
11
چهارده رساله ( فارسى )
و مكان و حيّز باشد مشار اليه بحسب الحسّ بود بر وجهى كه بحسب آن اشارت بعضى جوانب او از جانبها متميّز شود پس اگر مراد شما بر آنچه آفريدگار تعالى در جهت است اينست پس حاصل سخن اين شود كه شما ميگوئيد كه ذات بارى تعالى متحيّز است و مركب از اجزاء و ابعاض و ما اين مذهب را باطل كرديم و از اين حرف معلوم گشت كه اثبات مكان و جهت كردن عين اثبات اجزاء و ابعاض كردن است تعالى اللّه عن ذلك علواً كبيرا « 1 » .
--> ( 1 ) - ظواهر برخى از آيات و ظهور بعضى از روايات كه مفسر آنها كعب الاحبار و مبين اينها ابو هريره هستند سبب آن شده كه اين گونه افكار بدبختانه بنام عقايد مسلمين در كتابها نوشته و مورد پرسش و پاسخ واقع گردد ولى من بجاى نقل اقوال سؤال ميكنم لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ مگر ؟ نقطهء ابهامى دارد بلى ! فانها لا تعمى الابصار و لكن تعمى القلوب مصنف تجويز ديدار خدا ( العياذ باللّه ) مىكند ولى در جهت بودن خدا را روا نميداند در كتاب اربعين با نيروى بيان اصرار ميورزد كه سخن خود را بكرسى بنشاند در مقام رد دلايل مخالفين خود از اهل سنت كه در مقام بيان عذر از طرف موسى بن عمران گفتهاند اينكه گفت رب ارنى انظر اليك بر حسب اصرار قوم بود و گرنه موسى ميدانست كه خدا ديدنى نيست ولى چون ملت يهود به او گفتند لن نو من لك حتى نرى الله جهرة و خدا هم او را منع فرمود و دلالت آن بر منع قوم موسى بيشتر است فخر رازى گويد خداوند منع نكرد بلكه تعليق به شرط نمود و آن شرط هم شرط جايزى بود كه عبارت از استقرار كوه باشد و چنانچه اين سؤال نابجا بود موسى نبايد طرح نمايد چنان كه وقتى گفتند اجعل لنا الها كمالهم آلهة در مقام منع و ملامت بر آمد و آنان را بجهل و نادانى شماتت كرد و قال انكم قوم تجهلون و عجب اينجاست كه دعوى اجماع بر جواز رؤيت مىكند با اينكه گروه بسيارى مخالف هستند كه مصنّف نقل اقوال و بيان دلايل آنها در نفى رؤيت بطور تفصيل مىكند و در فصل چهارم اختلاف نظر اهل سنت را درباره اينكه نظر اگر با حرف الى متعدى شد آيا ملازم رؤيت خواهد بود يا نه گويد محققان اقتران الى را به نظر ملازم رؤيت ندانستهاند و بيست و پنج دليل دارند و يكى از آنها را كه داراى لغات و عبارات فارسى است در ميان جملههاى تازى زيبائى مخصوص به خود گرفته و چون شير در شكر آميخته بقيه حاشيه در صفحه بعد