فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )

269

چهارده رساله ( فارسى )

كه كسى هم باشد كه حدس قوى دارد كه بسيارى علوم در زمانى كوچك او را حاصل شود و افعال غريب از انبيا همچو احداث زلازل و خسف و ابراء مرض و خضوع سباع و طيور ايشان را عجيب نيست كه تو ميدانى كه بدن مطيع نفس است و مادّت عالم مطيع مفارقات باشند و نديدى كه از خشم نفس بدن جون منفعل مىشود بحرارت و اوهام را نيز آثار است كه باشد كه مردم بتوهم خويش از جايهاى بلند بيفتد پس چون حال چنين است كسى كه نفس او بنور حقّ و ملاء اعلى روشن شود و آن نور اكسير عالم « 1 » قدرت است عجب نباشد كه مادّت عالم مسخّر او شود و از روشنى روان او سخنش در ملاء اعلى مسموع باشد و دعايش « 2 » بممكنات مستجاب اما سبب انذار كاينات اگر خواهى كه بدانى اين قاعده را محقّق بايد كرد . و بدانك نفوس افلاك عالم‌اند بحركات خويش و آثار حركات خويش و پيش ايشان علمى و ضابطى كلى باشد كه اثر هر هيأتى « 3 » درين عالم چيست و چون بدان نقطه برسند جزوى ندانند كه از وصول اين نقطه چه واقع باشد و اثرش نيز و فى الجمله محيطاند باسباب حوادث و اوقات ماضى و مستقبل و آنچ واقع باشد در حال و نفوس ما مطلع نيستند و مانع از اتّصال بديشان علايق قواى بدن است و در خواب اگر چه حواس ظاهر منع نميكند اما حواس باطن شما متخيّله را مشغول دارند پس چون آن شواغل كم شود همچنانك بعضى را در خواب يا مصروعان و محروران را يا نفس قوى باشد و منفعل نشود بشواغل حواس همچو انبيا و بعضى اولياء يا برياضات توسّل نمايند و بتهذيب اخلاق و غير آن تا نفس ايشان تمام مناسبت يابد با نفوس افلاك و يا ضعفى نظرى « 4 » باشد همچو بعضى از كهنه را و باشد كه استعانت كند بچيزهائى كه حواس ظاهر و باطن را سست كند همچنانكه كودكان را مشغول گردانند به نظر در چيزهائى كه چشم را خيره گرداند همچو آب و سواد برّاق و آينه و غير آن و كودكان را و زنان را تخصيص كنند بدين نظر كه ضعيف باشد عقول ايشان پس از همه نفوس ايشان را جدائى زودتر باشد در خواب يا در بيدارى از علايق و منتقش گردند از نفوس فلك همچو آئينه بىنقش از آئينهء منتقش نمايد و چون حجاب از ميان برخيزد و آنچ طلب كند مصور شود ايشان را و بدانك مشاهدت صور

--> ( 1 ) - علم و قدرت است ( 2 ) - بشنوند بهرج ممكن است ( 3 ) - نفسى ( 4 ) - فطرى