فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )

182

چهارده رساله ( فارسى )

قال الشيخ الرئيس ويلكم اخوان الحقيقة باتوا و تضاموا و ليكشفنّ كل واحد منكم لاخيه الحجب عن خالصة لبّه ليطالع بعضكم بعضا و يستكمل بعضكم ببعض اى برادران حقيقت را زبر يكديگر آشكارا كند و با هم آئيد و برداريد پرده‌ها را از روى عقول خويش تا بعضى از شما مر بعضى را مطالعت كنيد و بعضى از شما از بعضى كمال يابد . ببايد دانستن كه چون حدّ اخوّت و صداقت مكشوف گشت با چنين برادران واجب چنان كند كه راز آشكارا دارند يعنى بدانچه عقل تو را مكشوف گشته باشد بر عقل چنان برادر بخل و ضنّت حرام باشد چه اگر برادر در مرتبه معرفت از تو بيشتر باشد ترا از وى كمالى حاصل آيد و اگر كمتر بود از تو كمال يابد و اگر مساوى بود هر يكى از شما يكديگر را مطالعت كند و بدان از يكديگر مبتهج و مسرور و ملتذّ گردد و در نور و صفات كمال بيفزايد چنانك حق تعالى از بخل و ضنّت منزّه آمد وجود صفت ذات اوست آن را كه مستعد بود قبول كند و آنك مستعد نبود بخل باز او گردد و از آدمى هر كه خواهد تا باخلاق خداى متخلق گردد و بخل نكند بر مستعد

--> دنبالهء حاشيهء صفحهء قبل گونه است دويم به منظور تمتع و تفنّن و خوشگذرانى است و جوانان قبيله از اين قبيل‌اند سوم دوستان حقيقى و كسانى كه از آنها خود آنها را ميخواهند و اين نوع دوستى كه دليل نوعدوستى است بين اشخاص همپايه حاصل مىشود چه آدم محتاج به همدم و رفيق و دوست شفيق است و لازمه دوستى معاشرت و بهره‌بردارى و عواطف متبادله است و هر قدر افاده و استفاده بتساوى نزديكتر باشد محكمتر است رفيق مهربان و يار همدم * همه كس دوست ميدارند و من هم دانشمندان عموما يكى از موجبات سعادت را دوستى دانسته‌اند خصوصا علماى اخلاق در دستور تربيت نفس و تزكيه اخلاق صديق صدوق را سودبخش و مؤثر شمرده‌اند و شايد يكى از معانى مقصوده از حديث معروف المؤمن مرآة المؤمن همين باشد دوست دارم كه دوست عيب مرا * همچو آئينه روبرو گويد