فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
مقدمه 11
چهارده رساله ( فارسى )
با اينهمه چون بنگرم از روى خرد « 1 » * معلومم شد كه هيچ معلوم نشد و اين دعوى كه فخر رازى كرده است بعقيده بزرگان از ساير دعاوى بزرگترست من در مقدّمه كتاب النهاية نوشتهام و با اين جمله آغاز كردهام من آن همه نادان نيستم كه خود را دانا بدانم و آن قدر دانائى ندارم كه اقرار بنادانى توانم . تا بدانجا رسيد دانش من * كه بدانم همى كه نادانم فخر رازى از كسانى بوده است كه در دستگاه باميان پايگاه مهمّى داشته بطورى كه حسد برخى را تحريك كرده و اين معنى از خلال گفتارشان پيداست و مهما تكن عند امرى من خليقة * و ان خالها تخفى على الناس تعلم در دولت و ملت و نفوذ و بسطت ميداشت قوام مملكت بود و قيام بوظايف شريعت مينمود كه شيخ الاسلام بود و ، اقامه جماعت ميكرد و جواب استفتا ميداد . امام فخر رازى را پرسيدند كه چه فرمائى در علم نجوم جواب داد كه علم نجوم بر هفت وجه است فريضه و واجب و مندوب و مباح و مكروه و بدعت و كفر . فريضة نظر كردن در كواكب و استدلال بر قدرت صانع حكيم . واجب دانستن اوقات نماز و شناختن صبح صادق از كاذب و سمت قبله . و مندوب دانستن اول صبح و اول نماز و آخر نماز پيشين . و مباح دانستن نقل آفتاب بحمل و غير آن ببروج ديگر تا كار ساخته كند و كار هر ماهى سازد . و مكروه حواله كردن تمامى كارها بنجوم و غير از وى هيچكارى نكردن . و بدعت كواكب را ناطق گفتن . و كفر كواكب را صانع دانستن « 2 »
--> ( 1 ) - در بعضى از گزارشهاى مربوط بفخر رازى ديده مىشود كه مصرع اول از بيت دوم را چنين آوردهاند هفتاد و دو سال فكر كردم شب و روز و بطور يقين اشتباه است و دليل عدم اطلاع چه آنكه عمر فخر رازى شصت و دو يا شصت و سه سال بوده است ( 2 ) - نقل از مجموعهى بشمارهء 1346 در كتابخانه مجلس شوراى ملى