فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
120
چهارده رساله ( فارسى )
حاصل شود وجوب عبادات زايل گردد « 1 » . هفتم مفوضياناند قومى كه پندارند خداوند روح على و ارواح فرزندان او را بيافريد و اختيار عالم را بديشان بازگذاشت آنان هم زمينها و آسمانها خلق كردند گويند از اين جهت در ركوع نماز گوئيم سبحان ربى العظيم و بحمده و در سجده گوئيم سبحان ربى الاعلى و بحمده چه آنكه خداوند على و فرزندان او هستند ولى خداى بزرك كار اين عالم را بديشان تفويض نمود . هشتم غرابياناند گويند شباهت على بمحمد بيشتر از شباهت غراب باشد بغراب و هم اينان گفتهاند كه خداوند جبرئيل را بعلى فرستاد و جبرئيل غلط كرد و باشتباه نزد محمد شد و پيغام خدا را بمحمّد ابلاغ كرد و اين همه از كثرت شباهت بود كه على و محمد راست ، نهم « 2 » پنداشتند كه جبرئيل در رسالت خيانت ورزيد چه بعمد و قصد نزد على نرفت و بنزد محمد آمد و از اين جهت زبان جسارت باز كرده و جبرئيل را دشنام گويند . دهم « 3 » گويند جبرئيل رسالت خود را بعلى ابلاغ كرد لكن چون على از محمّد استعانت كرد و كمك خواست محمد موقع را غنيمت شمرد و مردم را بخويش خواند و على را بفريفت اينان سخت دشمن پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّماند . يازدهم كامليان اتباع ابو كامل پندارند همه اصحاب كافرند زيرا آنان كه خلافت ابو بكر را پذيرفتند كافر شدند و على هم كه با ابو بكر جنك نكرد كافر شد دوازدهم نصيرياناند آنان پنداشتند كه خداوند در بعضى اوقات در على حلول مىكند مانند روزى كه على در از قلعه خيبر كند آن خدا بود كه چنان كار كرد .
--> ( 1 ) - اى از تو بهر تنى روانى دگرى * در تو كه رسد كه خود جهانى دگرى ( 2 ) غنينيه ( 3 ) عليائيه اتباع علياء بن وزاع و فتيان صدق يصدرون عن الوغى * و ايدى المنايا داميات الاظافر و حاجتهم احدى اثنين من العلى * صدور العوالى او فروع المنابر فراز كنگره كبرياش بازانند * فرشته صيد و پيمبر شكار و سبحانگير