فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
مقدمه 5
چهارده رساله ( فارسى )
عقول و پرورش اصحاب دانش و فحول است نياز اسلام بدانش مانند نياز پرنده است بپرهاى خويش مرغ اگر فضاى آزاد نبيند و هواى آزاد نباشد نه تنها پرهايش باز نميشود و از كار مىافتد بلكه دق مىكند و ميميرد تا چه رسد كه پرهاى وى بر كنند و بالهاى او را بشكنند . پروبال ما شكستند و در قفس گشودند * چه رها چه بسته مرغى كه پرش بريده باشد حسن ذاتى علم و دانش بر خردمندان و اهل بينش پوشيده نيست نيازى به بيان ندارد و دليل و برهان نخواهد علم چراغ راه هدايت و راهنماى بشريّت است سخن اسلام در تفاوت موضوعات و نتايج معلومات است كه حفظ مراتب و درجات ضرورت و لزوم دارد آرى گر حفظ مراتب نكنى زنديقى خداشناسى و توحيد اخلاق و كلام فقه و حقوق صنايع و علوم پيشه و هنر « 1 » كشاورزى در اسلام از فرايض بشمار ميرود بعضى واجب عينى و برخى واجب كفائى گاهى بوجوب اصلى نفسى و گاهى تبعى و ظلّى اگر قبول كردهايم كه علم چراغ است نخست بايد اطاق مسكونى را روشن ساخت و سپس بصحن خانه پرداخت آن كس كه اطاق پذيرائى و سالن مهمانى خود را تاريك بدارد و در دهليز خانه چراغ روشن كند حفظ مرتبه نكرده است مثل علم در لزوم و نياز و شدّت احتياج از باب تشبيه معقول بمحسوس چون چراغ است و بر حسب مثل ساير . چراغى كه در خانه رواست بر مسجد حرام است كسى كه خانه دلش و اشرف بقاع منزلش بنور ايمان و خداشناسى و اصول معارف روشن نبود از هيچ دانشى بهرهمند نشود از اينرو فرمودند العلم ثلثة آية محكمة محكمة او فريضة عادلة او سنة قائمة علوم بطور كلى به دو دسته جلى و خفى تقسيم مىشود علوم جليّه و خفيّه يا متداوله و غريبه متعارفه عبارتست از فقه و اصول و معقول و منقول ادبيّات و فنون مختلف آن و كتب بسيارى در شعب مختلف آنها نوشته شده و در مدارس و حوزههاى علمى تدريس ميكنند ولى علوم خفيّه را مصون ميداشتند و برمز مينگاشتند و حكما در اخفاء آن جهد بليغ به كار برده و در كتابت آن رموزى وضع كرده و خطوطى نهادهاند شيخ بهائى در كشكول نقل مىكند كه من كتابى بنام
--> ( 1 ) - معنى لغوى آن مقصودست