فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )

67

چهارده رساله ( فارسى )

زيرا كه از وجود آن فعل لازم آيد كه علم خداى تعالى جهل بود و اين محال است و هر چه مؤدّى بود بمحال هم محال بود پس وجود آن فعل محال بود پس امر كى بدان فعل كنذ تكليف ما لا يطاق بود . فصل دوم در بيان آنج حسن و قبح بشرع است نه بعقل و برهان اين آنست كى اگر دروغ زشت بودى لذاته بايستى كه همهء دروغها زشت بودى و اين باطل است زيرا كى اگر شخصى از دست ظالمى بگريزد پس آن ظالم از كسى بپرسذ كه او كجا رفت و آن كس داند كى اگر راست بگويد آن ظالم آن شخص را بگيرد و بكشد و اگر دروغ گويد اين شخص سلامت ماند همه كس داند كه اين دروغ اولاتر بود از راست . فصل سيم در بيان آنج هيچ كس را به هيچ وجه بر خداى تعالى اعتراض نرسد .

--> بقيه حاشيه از صفحه قبل نيكوكار و پسنديده اخلاق باشد بگفته روسو خود را بيازمائيد و ببينيد آيا ميل به كارهاى نيك و اعمال پسنديده در شما بيشتر است يا به عكس اقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم عليك حسيبا بالجملة انسان در صورتى كه عاقل و رشيد باشد مالك و مختار افعال خود و داراى آزادى فكرى و ادبى است و دليل بر وجود اين آزادى و اختيار تأمل باطنى است بدين طريق كه در حالات روحى خود تأمّل ميكنم و خود را در تمام حركات و افعال كه از ما صادر مىشود خواه بمقتضاى غريزه و تمايل فطرى يا عادت و خواه از روى توجّه و انتباه باشد آزاد و مختار مىيابيم زيرا پيش از آنكه بكارى اقدام كنيم به نيروى عقل واعى در نيك و بد و سود و زيان آن تأمل ميكنيم و اسباب و وسايل انجام آن را از روى فكر و تدبير فراهم مىآوريم و اگر آزاد نبوديم اين پيش‌بينى و تفكر مورد نداشت و عقل واعى يا شعور ما نميتوانست آن كار را از ميان چندين كار اختيار كند در اثناى انجام هر كار هم اين آزادى به خوبى احساس مىشود زيرا خود را در تمام كردن يا ناتمام گذاردن آن آزاد و مختار مىبينيم و عقل واعى مراقب و مواظب جريان آن كار است و اگر آزاد و مختار نبوديم اين مراقبت بى جا بود و عقل واعى هم نظارت نمينمود بعد از انجام هر كار هم آزادى و اختيار خود را ملتفت ميشويم و چيزى مبهم نميماند زيرا خود را بر حسب نتيجهء خوب يابد كه از آن كار پديدار شده غمگين يا خوش‌حال مىبينيم و اگر آزادى و اختيار نداشتيم غم و شادى خرسندى و پشيمانى در ما بوجود نميآمد .