ناصر خسرو
79
جامع الحكمتين ( فارسى )
و معانى بر مثال ارواح ، چنانك مردم را آفرينش برين بود و آفرينش مردم نيكوتر آفرينش بود ، چنانك خداى گفت : قوله تعالى « لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ . » « 1 » و كتاب خداى تعالى نيز « 2 » بنيكوتر عبارتى و لطيفتر « 3 » تأليفى آمد ، چنانك گفت : قوله « اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ « 4 » جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ . » « 5 » گفت : خداى فرو فرستاد نيكوتر حديثى ، كتابى مانند يكديگر [ b 24 ] جفتگان - يعنى مثل و ممثول « 6 » و ظاهر و باطن چو تن و جان - كه بدان « 7 » پوستهاء ترسكاران بر تن بلرزد - يعنى چو اندرو مثلهاء شگفت بينند « 8 » - آنگاه باز نرم شود پوستها و دلهاء ايشان سوى ذكر « 9 » خداى تعالى - يعنى چو تأويل آن مثلها را بيابند دلهاشان قرار گيرد و بپرسند كه آنچ به ظاهر تشبيه است به باطن راست نيست ، - و آنگه گفت آنست راه راست خداى - يعنى تأويل است راه راست - و به دو راه نمايد هر كرا خواهد ، و هر كه ( را ) خداى راه گم كند مر او را كس راه نتواند نمودن - يعنى ( آن ) كه از بلاء خداى تأويل مثلهاء كتاب نجويد و نشنود ، مر او را كسى راه نتواند نمودن . ( 78 ) پس چو كتاب خداى بر متشابه آمد ، و اختلاف اندر تفاسير آن بر اشباه آن گواست ، و كتاب بر خبر بود و خداوند خبر رسول خداى بود ، چنانك خدا گفت : خبر ده بندگان مرا كه من غفور و رحيمام ، و عذاب
--> ( 1 ) سورهء 95 ( التين ) آيهء 4 ( 2 ) نيز : بنيز A ( 3 ) لطيفتر : لطيف A ( 4 ) منه : فيه A ( 5 ) سورهء 39 ( الزمر ) آيهء 24 ( 6 ) ممثول : ممتول A ( 7 ) كه بدان : كه آن A ( 8 ) شگفت بينند : شكفتن بيند A ( 9 ) ذكر : ديگر A