ناصر خسرو

70

جامع الحكمتين ( فارسى )

صانع عالم است - ( كامل است ) از بهر آنك حركت « 1 » اين بجانبى نيست كه چو باينجا برسد ، بيارامد ، چنانك چو سنگ از هوا همى بجانب زمين گرايد ، چو به زمين رسد ، بيارامد . ( 68 ) پس گفتند : واجب آيد كه فلك - كه حركت ( او ) بخلاف حركت ديگر معلولات است - معلول اوّل است ، و حركات ناقص كه مرين معلولات راست - كه فرود ازوست - همه ازوست . و گفتند : اين حركت بىنهايت مرين معلول را از علّت اولى است ، و چو مرين معلول را - كه فلك است - حركت بىنهايت است ، لازم آيد كه قوّت علّت او - كه صانع عالم اوست - بىنهايت است . و مر حركت افلاك را تمام بدان گفتند كز جانبى بجانبى همىنشود ، ( تا ) چو آنجا برسد بيارامد ، چنانك حركات جزويّات طبايع چو از كلّيّات خويش جدا افتند ، حركت سوى كلّيّات آنها « 2 » باشد ، و چون بكلّيّات خويش رسيدند ، بيارامند . و گفتند كه اين حركت تمام - يعنى حركت استدارت - علّت « 3 » است مرين حركات ناقصات را كه جزوهاء طبايع راست . ( 69 ) و گفتند تأثيرات مختلف الافاعيل از اجرام « 4 » عالى سماوى سوى مركز فرود آينده است ، و بودش كاينات فاسدات طبيعى از جواهر و نبات و حيوان بدان تأثيرات است . و از آن تأثيرات بهرى آنست كه آن را بازداشت نيست ، و آن تأثيرات كلّى است ، كه اندر جزويّات زمين چيزى نيست كه مر آن را [ b 22 ] دفع شايد كردن ، چو ابرها و بارانها و رعد و برق و صاعقه و زلزله

--> ( 1 ) حركت : حركتى A ( 2 ) آنها : آن A ( 3 ) علت : علم ( ! ) A ( 4 ) از اجرام : از اجرامى A