ناصر خسرو

61

جامع الحكمتين ( فارسى )

عليه السّلام - كه روزى « 1 » با ياران نشسته بود ، گفت : از شما كسى ( باشد ) كه با شما جنگ كند بر تأويل كتاب ، چنانك من كردم و بكشتمتان « 2 » بر تنزيل آن . بدين خبر : قوله « انّ منكم لمن يقاتلكم على تأويل الكتاب كما قاتلتكم على تنزيله . » پس ابو بكر گفت : اى رسول اللّه من آن كس هستم كه اين جنگ كنم ؟ رسول گفت : نه . پس عمر گفت : يا رسول اللّه من هستم آن كس ؟ گفت : نه . پس عثمان گفت : من هستم ، يا رسول اللّه ؟ گفت : نه . گفتند : پس كيست آنك بر تأويل كتاب جنگ كند ؟ رسول گفت : « ذاك خاصف النّعل . » « 3 » گفت : آنكسست « 4 » كه همى نعل « 5 » دوزد . بنگرستند : على بن ابى طالب - رضى اللّه عنه - بود ، بصفهء ديگر نشسته بود ، و نعلين پيغامبر همىدوخت - كه شراكش « 6 » گسسته بود - ( و ) همى اندر كشيد . آنگه دانستند كه خداوند تأويل كتاب و شريعت « 7 » اوست . و توحيد حقّ اندر تأويل كتاب و شريعت است نه اندر بطن تاريك امّت چنانك اين گروه گفتند - كه ما اندر سخن ايشانيم - از بهر آنك خلق را بتوحيد رسول خداى خواند بفرمان خداى نه بفرمان خرد ، دين گرفتند برأى خويش تا مر ايشان را نظر باشد چنانك خداى تعالى همىگويد : بگو « 8 » خلق را كه به من همى وحى كنند كه خداى شما يكى است تعالى و تقدّس . شما همىپذيريد اين را و خويشتن را به من همىسپاريد برين سخن يا نه ؟ بدين آيت : قوله « قُلْ إِنَّما « 9 » يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ

--> ( 1 ) كه روزى : له روزى A ( 2 ) بكشتمتان : بكشتمشان A ( 3 ) خاصف النعل : حاصف النعل A . رجوع بسفينة بحار الانوار ج 1 ص 387 شود ( 4 ) آنكسست : + آن A ( 5 ) همى نعل : + هلمى ( ! ) A ( 6 ) شراكش : شراكس A ( 7 ) كتاب و شريعت : كتاب شريعت A ( 8 ) بگو : نكو A ( 9 ) قل انما : + انا بشر مثلكم A . دو آيه - سورهء 18 ( الكهف ) آيهء 110 و سورهء 21 ( الانبياء ) آيهء 108 - تخليط شده است .