ناصر خسرو

58

جامع الحكمتين ( فارسى )

باشد ، چنانك خداى تعالى همىگويد : قوله « وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ . » « 1 » آنگاه گفتند : اگر كسى گويد كه چه دانيد كه خدا يكيست ؟ گوييم : دليل بر آنك خدا يكيست آنست « 2 » كه اگر صانع عالم دو بودى ، يكى از ايشان مر آن ديگر را از صنع بازداشتى « 3 » ، و آن « 4 » بازداشتهء از صنع طبيعت بودى و صانع نبودى و صانع آن قوى بودى ؛ و اگر هر دو اندر قوّت متكافى بودندى ، يا هر دو يكديگر را از صنع بازداشتندى ، ( پس ) صنع نبودى ، و صنع هست ! يا هر دو بر يك متّفق شدندى بىهيچ خلاف ، و صنعى كاز دو متّفق آيد بىهيچ خلاف ، از يك صانع باشد نه از دو . پس درست كرديم - گفتند - كه صانع يكيست و قديم و قادر و عالم و زنده و شنوا و بيناست ، و اين صفتها مر او را ( ذاتى ) است و به هيچ مانند نيست . ( 55 ) اين كه ياد كرديم توحيد متكلّمان مذهب اعتزال است با فروع بسيار . و ما گوييم : ازين قويتر طريقتى نيست ميان اهل مذاهب مختلف دين اسلام اندر توحيد . و اين گروه خويشتن را اهل نظر گويند ، و جز مر اهل تأييد « 5 » كاندر خاندان رسول مصطفااند كسى را طاقت آن نيست كه اين توحيد را نقد « 6 » تواند كردن . و خوانندگان اين كتاب را بدين تفتيش كه ما از اقاويل اين گروهان همىكنيم « 7 » اطّلاع است « 8 » بر طريقت متكلّمان اندر توحيد ، و نيز اطّلاع است بدين نقد كه ما كنيم همى مرين را بر صواب و خطاى ايشان

--> ( 1 ) سورهء 112 ( الاخلاص ) آيهء 4 ( 2 ) يكيست آنست : يكست آنست A ( 3 ) بازداشتى : + جومكى مران ديكر را از صنع بازداشتى جونكى ؟ ؟ ؟ مران ديكر ( مكرر ) A ( 4 ) و آن : ران A ( 5 ) تأييد : تأييد را A ( 6 ) نقد : نقل A ( 7 ) همىكنيم : + و رقوم ( ؟ ) A ( 8 ) اطلاع است : + و A