ناصر خسرو

43

جامع الحكمتين ( فارسى )

مشكل بر اهل تقليد ، و تبطيل توحيد ايشان قول خدايست كه همىگويد : قوله تعالى « وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ . » « 1 » همىگويد خداى تعالى : كافران قدر او ندانستند و زمين بروز قيامت اندر مشت او باشد ، و آسمان‌ها بدست راست او اندر نوشته باشد . اندرين آيت چنان پيداست كه زمين بروز قيامت اندر قبضهء دست چپ خداى [ a 13 ] باشد ، از بهر آنك همى آسمانها را اندر دست راست ياد كند « 2 » ، و چون يك دست را بدست راست تخصيص كرد دست ديگر چپ باشد . ( 39 ) اهل تفسير خودرايان « 3 » گفتند : ما بدين آيت بگرويم « 4 » ، و لكن تفسير آن ندانيم ؛ و اقرار بنادانى جهل باشد نه علم . پس اين گروه كه قول خداى را همىندانند ، خداى را چگونه دانند ؟ و چو اهل تقليد همى دعوى كنند كه ما بر ظاهر كتاب كار كنيم ، كتاب را بمذهب ايشان تأويل نيست . پس مر خداى را بمذهب ايشان دست راست و دست چپ و روى و چشم و پهلوى ( است ) و خداى تعالى از جايى بجايى شود چنانك همىگويد : قوله « وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا . » « 5 » و اين همه صفات مخلوقات است . و اين همه آيت بريشان لازم كردست كه ايشان مشبّه‌اند « 6 » نه موحّداند « 7 » ، از بهر آنك بتفسير مقرّاند و نبايد ايشان را كه گويند « ما نگوييم كه خداى را سبحانه اين جوارح

--> ( 1 ) سورهء 39 ( الزمر ) آيهء 67 ( 2 ) ياد كند : باذ كنند A ( 3 ) خودرايان : جودرابان A ( 4 ) بگرويم : بكرديم A ( 5 ) سورهء 89 ( الفجر ) آيهء 23 ( 6 ) مشبه : مسبهه A ( 7 ) موحداند : موحد اندر A