ناصر خسرو

44

جامع الحكمتين ( فارسى )

است » پس از آنك تأويل ما ( را ) منكر شده‌اند . ( 40 ) پس ظاهر كرديم كه اين گروه كه همى دعوى توحيد كنند مشرك‌اند بحقّ ، از بهر آنك خداى را همى بصفات مخلوق گويند ، و اين انبازى « 1 » دادن باشد مردم را با خدا ، چه بعلم و شنوايى و بينايى و چه بجوارح و از جاى بجاى شدن . و ايمان اين گروه بشرك مقرون است چنانك خداى تعالى همىگويد : قوله « وَ ما يُؤْمِنُ « 2 » أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ . » « 3 » اين قول بر اين گروه است كه بيشتر از خلق - كه عامّه است - با ايشان است و با قرار خويش جهّال‌اند ، چو همىگويند ما ندانيم تفسير « 4 » دستهاء خدا چيست « 5 » ، ( و ) محرّفان « 6 » كلمات خداىاند ، چو همىگويند معنى وجه خداى قبله است و معنى يد خدا قوّت است و جز آن ، و قول خويش را بدين تفسيرها نقض « 7 » كرده‌اند ، از بهر آنك قول اولى ايشان آنست كه همىگويند خداى بىچون و بىچگونه است و بتفسير ايشان خداى « 8 » بصفات مخلوق است با چونى و چگونگى . و گويند خداى را نود و نه نامست ، و هر نامى را معنى ديگر است ؛ و هر عاقلى داند كه [ b 13 ] آن كس كه نود و نه معنى با او ( باشد ) يك چيز نباشد « 9 » ، و از آن نود و نه چيز باشد « 10 » بذات خويش ؛ و اين تكثيرى باشد نه توحيد در سخن اين گروه ، و توحيد ايشان پس « 11 » از آنك از خللها و زللهاء ايشان بعضى ياد كرديم بگذاريم و قول ديگر گروهى را شرح كنيم و باللّه العون و عليه التّكلان .

--> ( 1 ) انبازى : اخبازى A ( 2 ) يؤمن : نؤمن ( ! ) A ( 3 ) سورهء 12 ( يوسف ) آيهء 106 ( 4 ) تفسير : + كه A ( 5 ) چيست : هست A ( 6 ) محرفان : محرمان A ( 7 ) نقض : نقص A ( 8 ) ايشان خداى : خداى ايشان A ( 9 ) نباشد : باشد A ( 10 ) از آن نود و نه چيز باشد : از آن نود كه و نه چيز باشد A ( 11 ) پس : پيش A