ناصر خسرو

41

جامع الحكمتين ( فارسى )

آيت : قوله « كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ . » « 1 » تفسير اين چنان گفتند خودرايان « 2 » امّت كه هر چيزى بميرد « 3 » الّا كه خداى نميرد ، و وجه خداى را اينجا « هويّت » او گفتند و اين وجه را « 4 » نگفتند كه قبله است . و هر دو تفسير محال است ، از بهر آنك وجه بلغت عرب روى چيز باشد ، نه قبله باشد و نه ذات چيز . و اين تفسير نباشد ، بل تحريف سخن خداى باشد ، و خداى تعالى همىنكوهد گروهى را كه سخن او را از جاى بگردانند بدين آيت : قوله « يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ . » « 5 » ( 36 ) حشويان گفتند بدين سخن جهودان را همىخواهد كه نعت پيغامبر از تورية بگردانيدند ، و اهل تأويل گفتند ، كلمهء خدا منزلت نبوّت است ، و بدين هر گروهى را همىخواهد كه امامت را از خانهء رسول بگردانيدند كه جاى آن بود ؛ و ديگر جاى همىگويد سخنان مرا بدل كردن نيست « 6 » بدين آيت : قوله « لا تَبْدِيلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ . » « 7 » اين همان معنى است كه ياد كرديم و خداى تعالى همىگويد . و « دست » خويش را ياد مىكند به چند جاى مر رسول خويش را ، كه آنها كه همى با تو بيعت كنند بيعت همى با خداى كنند ، دست خدا زبر دست « 8 » ايشانست . ( 37 ) اهل تقليد مختلف شدند اندر معنى [ b 12 ] دست خداى بدين آيت . يكى گفت معنى اين يد ، بيعت خداى است ، و ديگرى گفت قوّت خداى

--> ( 1 ) سورهء 29 ( القصص ) آيهء 88 ( 2 ) خودرايان : خود را يا آن A ( 3 ) هر چيزى بميرد : هر چيزى نميرد A ( 4 ) وجه را : وجه ر A ( 5 ) سورهء 5 ( المائدة ) آيهء 45 ( 6 ) كردن نيست : كردنست A ( 7 ) سورهء 10 ( يونس ) آيهء 65 ( 8 ) زبر دست ( رجوع شود به سورهء 48 « الفتح » آيهء 10 ) : زير دست A