ناصر خسرو
مقدمه 5
جامع الحكمتين ( فارسى )
بعمر دراز خويش اندر فراخ زمين خداى سبحانه جز او كسى نديدم . . . » و پيداست كه بهنگام تأليف اين كتاب سالخورده بوده در صورتى كه اگر تاريخ تأليف را 422 بگيريم ، وى بيست و هشتساله بوده است ! ناصر خسرو خود در جامع الحكمتين ( صفحهء 306 ) گويد : « و ما اين سؤالات را پيش ازين كردهايم اندر مصنّفات خويش چو « كتاب عجايب الصّنعة » و « كتاب زاد المسافرين » و « كتاب لسان العالم » و « كتاب اختيار الامام و اختيار الايمان » و جواب هر يكى گفتهايم بدلايل عقلى و براهين منطقى . . . » و تاريخ تأليف « زاد المسافرين » سال 453 است و بنابراين تاريخ تأليف جامع الحكمتين متأخّر ازين سال بايد باشد و عددى كه پس ازين سال بود و در كتابت با 422 شبيه باشد همان 462 است . « 1 » و مؤيّد اين اقوال است گفتار صريح مؤلّف در مقدّمهء جامع الحكمتين ( صفحهء 17 ) كه گويد : « اندر سال چهار صد و شصت و دوّم از تاريخ هجرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - امير بدخشان . . . نزديك من فرستاد . . . » و بنابراين باحتمال اقوى تأليف جامع الحكمتين در همان سال 462 انجام گرفته « 2 » يعنى نه سال پس از تأليف زاد المسافرين . 5 . - امير بدخشان امّا امير بدخشان كيست ؟ مؤلّف در صفحهء 17 از او چنين نام ميبرد : « امير بدخشان كه معروف است به عين الدّولة ابو المعالى علىّ بن الاسد الحارث ايّده اللّه بنصره كه بيدار دل و هشيار مغز و روشن خاطر و تيز فكرت و دور بين و باريكانديش و صايب راى و قوى حفظ و پاك ذهن و پسنديدهخويست . . . آنك دنيا با زخارف خويش روى به دو داشت و درگاه رفيعش بصدر ملكى متصدّر بود . . . و بر ملك ميراثى اسلاف خويش مالك بود . . . » و در صفحهء 18 از او به « ملكزاده » تعبير كرده است .
--> ( 1 ) « فرض تحريف 6 به 2 و هم شست به بيست در صورت بىنقطه نوشتن كه در قديم خيلى معمول بود ، آسانست » ( تقىزاده . مقدّمهء ديوان ناصر خسرو ص ، نا ح 2 ) . ( 2 ) چه اگر در سالهاى بعد جواب سؤالات ابو الهيثم داده ميشد ، لازم بود كه مؤلّف در موضعى از كتاب خود ياد كند تا اين توهّم براى خواننده حاصل نشود كه وى در همان سال 462 ( كه تاريخ درخواست امير بدخشان است ) تقاضاى امير را اجابت كرده است .