ناصر خسرو
11
جامع الحكمتين ( فارسى )
علم معنى جويد ؛ و عالم جسمى بجملگى از افلاك مدوّرات و كواكب مختلف المقادير و الافعال و الالوان و الحركات همه مكيّفات است ، و چيزهاء زمين از جواهر و نبات و حيوان با بسيارى انواع و اشكال و صورتها و مزها « 1 » و رنگها و فعلهاء مختلف همه مكيّف و دانستنى است مردم را ؛ و هر نفسى از نفسهاء مردم همىخواهد كه بداند « 2 » كه چرا آسمان گردانست ، و زمين استاده است ، و چرا آفتاب هميشه روشنست ، و چرا ماه گاهى زيادتست و گاهى ناقص ، و گاهى پيداست و گاهى پنهان ، و چرا خاك سخت است و آب نرم ، و چرا كلوخ به آب بياغارند نرم شود ، و سنگ و آهن بياغارند نرم نشود ، و چرا كلوخ كو به آب همى نرم شود به آتش همى سخت شود و سنگ گردد « 3 » ، [ b 4 ] و باز سنگ و آهن كه به آب همى سخت شوند به آتش همى نرم شوند و جز آن چيزها كه آن همىبينند و همىندانند كه چرا چنانست ؟ پس بقياس عقلى برهانى گوييم كه آفريدن اين چيزهاء دانستنى ، و آوردن مرين نفس دانش جوى را اندر مردم ، و تقاضاى نفس مردم و حريصى او بر بازجستن اين چيزها چنانست كه خداى بدان صنع كه كرده است ، مر نفس مردم را همىگويد : بپرس و بدانك چرا چنين است ، و گمان مبر كه اين صنع باطلست ، و خود همچنين همىگويد اندر كتاب خويش اين آيت : قوله « وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ . » « 4 » و امروز فقها لقبان « 5 » دين اسلام همىگويند :
--> ( 1 ) مزها : مژها A ( 2 ) بداند : بدانند A ( 3 ) گردد : كردن A ( 4 ) سورهء 3 ( آل عمران ) آيهء 188 ( 5 ) فقها لقبان : فقهاء لقمان ( ! ) A . فقها لقبان و علما لقبان و متكلم لقبان در كتاب حاضر چند بار آمده است .