محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

97

تفسير قرآن صفى على شاه

بايد گرفته شود پس اگر امين داند برخى از شما برخى را پس بايد ادا كند آنكه امين داشته شده امانتش را او بايد كه بترسد از خدا كه پروردگار اوست و مپوشيد شهادت را و هر كه بپوشد آن را پس او گناه‌كار است دلش و خدا به آنچه ميكنيد داناست ( 283 ) اهل ايمان از شما تا مدتى * قرض خواهد گر كسى در شدتى پس بعدل آن را نويسد كاتبى * تا كه باشد حجت هر طالبى هم نبايد تا كند كاتب ابا * آنچه به نوشته ز تعليم خدا وانچه مديون كرده بر آن اعتراف * بىزياد و نقص و بىخوف و خلاف ترسد از پروردگار خود كه او * كرده خلق و ميدهد رزق و گلو وقت اقرار كه مديون اخرس است * يا سفيه اقرار با ديگر كس است هست يعنى بر ولى عدل او * كاقربست از غير و بر وى خيرجو هم دو تن گيريد شاهد از رجال * يا ز يك مرد و دو زن نيكو فعال در شهادت نيكشان دارند خلق * نيستشان برشيد و زرق آلوده دلق ور يكى را رفته چيزى از نظر * شايد ار آرد بيادش آن دگر وان گواهان نيست در نيكى روا * كه نمايند از رهى آن را ابا چون بخوانندش درآيد بيدرنگ * بر گواهى هم ازان نايد بتنگ از اداى آن نيايد بر ستوه * از ره لا تساموا آن تكتبوه بر صغير است ار چه حق يا بر كبير * در شهادت شرط شد صدق ضمير تا رسد هنگام آن وين راست‌تر * نزد حق كز جهر و سر دارد خبر اقوم آمد مر گواهى را كه دور * باشد از سهو و غلط اندر امور در گواهى حفظ چشم شاهد است * گر نباشد حفظ بر شك وارد است اقوم اعنى مبلغ و مدت تمام * باشدش در حفظ چون آيد مقام جز كه گردد منتقل در اتجار * نقد از دستى بدستى در قرار يافت دور از نقد و نسيه بر صلاح * بينتان پس بر شما نبود جناح گر كه ننويسند آن را بىملال * زانكه هست اقرب بريب و احتمال شاهد اندر بيعها گيريد باز * شاهدى كو راست در خلق امتياز آبروى علم و عقل اندوخته * نى كه شهرى بهر شمعى سوخته نيست بهر كاتب و شاهد گزند * گر كسى اين كرده باشد ناپسند گر كنيد اين فسق و نافرمانى است * ز امر حق بگذشتن از نادانى است ز او بپرهيزيد يعنى از خدا * كز كرم آموزد اينها بر شما اوست دانا بر امور از جزء و كل * بر شما بنمود انواع سبل در سفر باشيد ور با صاحبى * كه نياييد اندر آن ره كاتبى آنكه خواهد قرض از او گيريد رهن * بهر اطمينان دل وين نيست وهن ور كسى ايمن شود از ديگرى * قرض بر وى تا دهد سيم و زرى بايد آن مديون بحفظ مذهبش * رد نمايد مال را بر صاحبش از خدا ترسد كه او همراه بود * زانچه شد ما بينشان آگاه بود ساخت بهر او سبب در محنتى * باز خواهد ز او فرج در شدتى هر چه نالد بر جنابش روز و شب * كاى سبب سازم بساز آخر سبب بسته بيند راهها بر خود همه * بىتنبه زان جفا و مظلمه در شك اندازد بليسش هر نفس * كه كجا باشد بعالم دادرس آنكه هم ديدى تو بوده است اتفاق * هيچ نارد ياد ازان ظلم و نفاق حق تعالى گويد او را كاى دبنگ * صد هزاران بار ديدى روز تنگ من ترا دادم ز تنگيها امان * آن همه بد ز اتفاقات زمان پس كنون هم بسته راه ايمنى است * زانكه ز امر اتفاقى چاره نيست مال او را من عوض دادم فزون * تو بمان در اتفاق خود زبون پس بپرهيز از خدا وان روز سخت * وام را رد كن كه دزدت بر درخت هم مكن پنهان شهادت را كه آن * شد گناه قلب و بس دارد زيان فعل بنده ثبت طومار شه است * بر هر آنچه ميكنيد او آگه است [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 284 ] لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 284 ) مر خدا راست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و اگر اظهار كنيد آنچه در نفسهاى شماست يا نهان داريدش محاسبه مىكند شما را به آن خدا پس مىآمرزد براى آنكه خواهد و عذاب مىكند آن را كه مىخواهد و خدا بر همه چيزى تواناست ( 284 ) هست از حق آنچه در ارض و سماست * واقف از وزن و شمار ما سواست آنچه اندر نفس خود مخفى كنيد * يا كه ظاهر داند آن شاه فريد مينمايد مرا شما را او شمار * بر وى اعنى بر فعال و بر شعار پس بيامرزد هر انكس را كه خواست * هم معذب دارد آن را كش سزاست مر تواناييست حق را در امور * بر هران چيزيست قادر بيقصور قصر يعنى نيست قدرت بر گزاف * قدرتش باشد بحكمت بىخلاف [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 285 تا 286 ] آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ ( 285 ) لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ ( 286 ) گرويد رسول به آنچه فرو فرستاده شد بسوى او از پروردگارش و گروندگان همگى گرويدند به خدا و فرشتگان او و كتابهاى او و رسولان او تفرقه نميكنيم ميان احدى از رسولانش و گفتند شنيديم و فرمان برديم آمرزش ترا ميطلبيم اى پروردگار ما و بسوى تست مرجع ( 285 ) تكليف نميكند