محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

98

تفسير قرآن صفى على شاه

خدا نفسى را مگر به اندازه طاقتش مر او راست آنچه كسب كرده و بر اوست آنچه كسب كرده‌اى پروردگار ما مؤاخذه مكن ما را اگر فراموش كرديم يا خطا كرديم اى پروردگار ما و بار مكن بر ما بار گرانى را هم چنان كه بار كردى آن را بر آنان كه بودند پيش از ما اى پروردگار ما و بار مكن ما را آنچه نيست توانايى ما را به آن و در گذر از ما و بيامرز ما را و رحم كن ما را تويى صاحب اختيار ما پس يارى كن ما را بر گروه كافران ( 286 ) آنچه از رب گشت نازل بر رسول * بگرويد از جان بر آن شاه عقول هم تمام مؤمنان از خاص و عام * بر وى آوردند ايمان بالتمام بر ملك هم بر كتاب و بر رسل * بگرويدند آن چنان كآن عقل كل وان سه با هم در حقيقت واحدند * مؤمنان در جمع ايشان واردند رمز السلمان و منّا اين بود * داند اين راز آنكه وحدت بين بود تا تو بيرون زان سرا و خانهء * گوش كن تفسير ازان بيگانهء نكتها مخفيست در تفسير عشق * گر كه دارى گوش بر تقرير عشق نيست فرقى بر رسولان از يكى * فرق را بگذار اگر زان مسلكى متصل بر وحدتست اين سلسله * يك شكر شد رايج از صد قافله فضل حق بود ار كه ارزان شد شكر * تو گران خر بر بها ده جان و سر در مزاجى كرد گر شكر زيان * مرد حلوايى كجا بندد دكان شايد ار كامش ز تلخى گشت پر * زين شكر بهر وى است الحق مرّ وانكه كامش زين شكر شيرين شود * با شكر ريزان بيك آيين شود زان سمعنا و اطعنا گفته‌اند * در ظلال مغفرتها خفته‌اند ما تو را پروردگارا بنده‌ايم * بر طريق طاعتت پوينده‌ايم بازگشت ماست هم بر سوى تو * راجعند اين قطرها بر جوى تو بر تنى حق هيچ تكليفى نكرد * جز كه بر حملش توانا بود مرد نيست اندر اصل تكليف اختلاف * بر مكلف تا بود جبر و گزاف بل تفاوت اشد از وى در نفوس * نيست بر يكسان اقامت يا جلوس حج در اسلام است واجب بر مطيع * ليك بر عبدى كه باشد مستطيع هست شرط صوم صحت در بدن * نيست تكليف ار بود رنجور تن همچنين دان جمله تكليفات دين * هست بر قدر توانايى يقين هست او را هر چه كرده اكتساب * از فعال نيك و پاداش ثواب وانچه كرده كسب هم ز افعال بد * مر جزايش باشد او را تا ابد ان نسينا لا تؤاخذ ربّنا * عفو كن گر رفت تقصيرى ز ما آنچه از ما شد خطا بر ما مگير * تو غفورى ما گنه كار و فقير هم منه بارى گران بر ما چنان * كه نمودى حمل بر پيشينيان زانكه ايشان سركش و طاغى بدند * هم نه زان طغيان باقرار آمدند ما بجرم خود مقر و مذعنيم * بر ثواب و بر عقابت موقنيم نيست ما را بر عتابت طاقتى * عفو كن گر رفت از ما غفلتى رحم كن ما را بيامرز از كرم * گر به خود كرديم از عصيان ستم چون تويى مولاى ما فاش و نهان * پس بده يارى بما بر كافران خاصه بر جيش و جنود نفس دون * وان هواهاى خسيس بد نمون سورة آل عمران [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيات 1 تا 7 ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الم ( 1 ) اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ( 2 ) نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ ( 3 ) مِنْ قَبْلُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ أَنْزَلَ الْفُرْقانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقامٍ ( 4 ) إِنَّ اللَّهَ لا يَخْفى عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ ( 5 ) هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ( 6 ) هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ ( 7 ) بنام خداى بخشندهء مهربان خدائيست خدايى مگر او كه زندهء پاينده است ( 2 ) فرو فرستاد بر تو كتاب را براستى باور دارنده مر آنچه را باشد ميان دو دستش و فرو فرستاد تورات و انجيل را ( 3 ) از پيش هدايت از براى مردمان و فرو فرستاد فرقان را بدرستى كه آنان كه كافر شدند بآيتهاى خدا از براى ايشانست عذابى سخت و خداى غالب صاحب انتقام است ( 4 ) بدرستى كه خدا پوشيده نماند بر او چيزى در زمين نه در آسمان ( 5 ) اوست كه صورت مىكند شما را در رحمها هر گونه كه ميخواهد نيست خدايى مگر او كه غالب درست كردار است ( 6 ) اوست كه فرو فرستاد بر تو كتابى را