محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
96
تفسير قرآن صفى على شاه
و ستم كرده نميشويد ( 279 ) و اگر بوده باشيد صاحب عسرتى پس مهلت دادنى است تا وقت يسر و اگر صدقه كنيد بهتر است از براى شما اگر باشيد كه بدانيد ( 280 ) و بترسيد از روزى كه گردانيده ميشويد در آن بسوى خدا پس تمام داده شود هر نفسى را آنچه اندوخته و ايشان ستم كرده نشوند ( 281 ) اتقوا اللَّه اى گروه مؤمنان * مىبپرهيزيد از حق در نهان واگذاريد آنچه باقى از رباست * هيچ اگر ايمان شما را بر خداست ور نبگذاريد اين فعل خسيس * ز امر حق باشيد سركش چون بليس با خدا و با نبى داريد جنگ * قتل را باشيد لايق بيدرنگ ترك امرش دال جز بر كفر نيست * كافر حربى مسلم كشتنى است گفت صادق آور از پندش بهش * پس ادب كن در سيم بارش بكش باز اگر كشتيد و زان گرديد بس * اصل مال و مايه را گيريد پس بگذريد از فرع آن از بيش و كم * چون نكردى ظلم دورى از ستم ور كه ذو عسر است مهلت جايز است * تا ز ما نيكو بوسعت فايز است ور كنيد آن را تصدق بهتر است * گر كسى دانا بگنج گوهر است يعنى ار دانيد كآن سلطان جود * بر اجور منفقين خواهد فزود باز هشتى درهمى بر معسرى * حق تو را شد در دو عالم ناصرى زان تصدق پس نكردى تو زيان * گنجها بردى بهاى نيم نان مى بپرهيزيد از روزى شما * كه در آن گرديد راجع بر خدا پس بهر نفسى رسد بىگفتگو * آنچه كرده كسب از نيك و بد او نيست ظلمى بهر ايشان در حساب * كشتهء خود بدروند از شيخ و شاب [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 282 تا 283 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا تَدايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَ لْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَ لا يَأْبَ كاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَما عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَ لْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً فَإِنْ كانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهاً أَوْ ضَعِيفاً أَوْ لا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيراً أَوْ كَبِيراً إِلى أَجَلِهِ ذلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَةِ وَ أَدْنى أَلاَّ تَرْتابُوا إِلاَّ أَنْ تَكُونَ تِجارَةً حاضِرَةً تُدِيرُونَها بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوها وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبايَعْتُمْ وَ لا يُضَارَّ كاتِبٌ وَ لا شَهِيدٌ وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ( 282 ) وَ إِنْ كُنْتُمْ عَلى سَفَرٍ وَ لَمْ تَجِدُوا كاتِباً فَرِهانٌ مَقْبُوضَةٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ وَ مَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ ( 283 ) اى آن كسانى كه ايمان آورديد چون معامله كنيد بوامى تا وقتى نام برده پس بنويسيدش و بايد كه بنويسد ميانتان نويسنده براستى و بايد ابا نكند كاتبى كه بنويسد هم چنان كه آموزانيدش خدا پس بايد بنويسد و بايد املا كند كسى كه بر اوست حق و بايد بترسد از خدا كه پروردگار اوست و كم نكنيد از آن چيزى را پس اگر باشد آن كسى كه بر اوست حق كم خرد يا عاجز يا نتواند كه املا كند او پس بايد املا كند وليش براستى و گواه برگيريد دو گواه از مردانتان پس اگر نباشند دو مرد پس يك مرد و دو زن از آنان كه راضى باشيد از گواهان تا چون فراموش كند يكى از آن دو پس به ياد آورد يكيشان ديگرى را و بايد ابا نكنند گواهان وقتى كه خوانده شوند و نه نازل شويد كه بنويسيد آن را كوچك يا بزرگ تا مدتش آن راستتر است نزد خدا و ثابتتر از براى شهادت و نزديكتر به آنكه شك نكنيد مگر آنكه باشد سودايى حاضر كه ميگردانيده باشيد آن را ميانتان پس نيست بر شما گناهى كه ننويسيد آن را و گواه برگيريد چون مبايعه كنيد و بايد كه ضرر رسانيده نشود نويسنده و نه گواهى و اگر بكنيد پس آن نافرمانى است بشما و بترسيد از خدا و مىآموزد شما را خدا و خدا به همه چيزى داناست ( 282 ) و اگر باشيد بر سفرى و نيابيد كاتبى را پس گروگانى