محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
79
تفسير قرآن صفى على شاه
نه در ميدان كس تازيم رخش * اى فقيه ار شد خطا ما را ببخش تا نگيرى كينه در دل با فقير * من از آن خرمن نخواهم يك شعير ور كسى بگذشت وقتى زاين حدود * ظالم است و بر ستم دارد وجود [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 230 تا 231 ] فَإِنْ طَلَّقَها فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَها فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يَتَراجَعا إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ يُبَيِّنُها لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ( 230 ) وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ لا تُمْسِكُوهُنَّ ضِراراً لِتَعْتَدُوا وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَ لا تَتَّخِذُوا آياتِ اللَّهِ هُزُواً وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ ما أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتابِ وَ الْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ( 231 ) پس اگر طلاق دهدش پس حلال نيست مر او را بعد از آن تا آنكه نكاح كند جفتى جز او پس اگر طلاق داد او را پس نيست گناهى بر آنها كه برگردند اگر گمان داشته باشند كه برپا بدارند حدهاى خدا را و بدان اين است حدهاى خدا كه بيان مىكند آن را براى قومى كه ميدانند ( 230 ) و چون كه طلاق داديد زنان را پس برسند به آخر اين را پس بتحقيق ستم كرد خود را و مگيريد آيتهاى خدا را استهزاء و به پا داريد نعمت خدا را بر خودتان و فرو نفرستاد بر شما از شما مدتشان پس نگاهداريد ايشان را به خوبى يا سر دهيد ايشان را بنيكى و نگاه مداريد ايشان را از راه ضرر تا تعدى كنيد و كسى كه بكند كتاب و حكمت پند ميدهد شما را به دو و بپرهيزيد خدا را و بدانيد كه خدا به همه چيز داناست ( 231 ) پس سه بار ار داد مرد او را طلاق * نيستش ديگر حلال او در وثاق جز كه آرد در نكاحش ديگرى * وان كند جز او قبول شوهرى پس ز وى گيرد طلاق آن گه رواست * گر بوى آرد رجوع او گر كه خواست اينست حدهاى خدا گر در گمان * باشد اين دارند بر پا تا كه آن ميدهد تفصيل حق بىانقطاع * بهر آن قومى كه دارند اطلاع چون شما بدهيد زنها را طلاق * پس رسد مدت به آخر بىنفاق يا نگه داريدشان نيكو و خوب * يا رها سازيدشان پاك از ذنوب نه نگه داريد از وجه ضرر * نكند اين جز تنگ خلقى بد سير بر تعدى گر نگه داريدشان * تا ز خوى بد بيازاريدشان يا كه مانند از معاش و از ولد * وز نشاط و عشرت اين ظلم است و بد هر كه اين كرد او ستم بر خويش كرد * تا چه حق با مرد ظلم انديش كرد گر كسى پاداش آن بيند به عين * تا بمرگ او راست بر خود شور و شين هم نگيريد آيت اللَّه را بهزو * ياد انعامش كنيد از عضو عضو بعد نعمتها كه داد او بيحساب * نعمت ديگر فرستاد از كتاب وان شما را حكمت است و وعظ و پند * از بد و نيك و پسند و ناپسند تا بپرهيزيد و دانيد اينكه او * بر همه چيز است دانا موبمو [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 232 ] وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْواجَهُنَّ إِذا تَراضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكُمْ أَزْكى لَكُمْ وَ أَطْهَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ( 232 ) و چون طلاق داديد زنان را پس برسند مدت خودشان را پس منع مكنيد ايشان را كه نكاح كنند شوهرشان را هر گاه برضاى هم روند ميانشان بنيكى اين پند داده مىشود به دو آنكه باشد از شما ايمان ميآورد به خدا و روز آخر اين شما را پاكيزهتر است براى شما و پاكتر و خدا ميداند و شما نميدانيد ( 232 ) چون رها كرديد زنها را و گشت * مدت آخر يعنى آن مدت گذشت بازشان بايد نداريد از نكاح * بس بود دور اين چنين منع از فلاح يعنى ار خواهند زوج ديگرى * گر بود زان پستتر يا برترى هر دو هم بر يكدگر راضى شوند * فارغ از انديشهء ماضى شوند منع ايشانست در دين ناپسند * زان رسد بر جان و بر ايمان گزند اينست پند حق بر او كو مؤمن است * بر خدا و روز آخر موقن است اين بود از كى و اطهر بر شما * كه نميدانيد و ميداند خدا آگهست از كنه اسرار وجود * كآن تخالف وين تخالط از چه بود [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 233 ] وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَها لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِكَ فَإِنْ أَرادا فِصالاً عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلادَكُمْ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِذا سَلَّمْتُمْ ما آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ( 233 ) و مادران كه شير ميدهند فرزندان خود را در دو سال تمام براى آنكه بخواهد كه تمام كند شير دادن را و بر كسى كه مولود مر او راست روزيشان و پوشششان به خوبى تكليف كرده نشود نفسى را مگر باندازهء آن تا ضرر رسانيده نشود مادرى بفرزندش و نه آنكه مولود مر او راست بفرزندش