محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

80

تفسير قرآن صفى على شاه

و بر وارث است مانند اين پس اگر بخواهند از شير گرفتن را از روى خوشنودى از آنها و مشورت پس نيست باكى بر آن و اگر اراده كنيد كه بدايه بدهيد فرزندانتان را پس نيست باكى بر شما چون گردن نهيد آنچه را داده شديد بنيكى و بپرهيزيد خدا را و بدانيد كه خدا به آنچه ميكنيد بينا است ( 233 ) مادران بايد كه مىبدهند شير * تا دو سال اولاد خود را ناگزير كامل آمد اين رضاعت تا دو سال * گر همى خواهيد يابد كان كمال هست بر مولود له يعنى پدر * رزق و پوشش مادران را خوبتر اينست حكم مادرى كو را طلاق * داده باشد مرد و هست اندر وثاق بهر آنكه شير بدهد بر ولد * حق ديگر نيست او را در سند رزق و پوشش تا دهد بر طفل شير * شايدش مرد ار غنى است ار فقير ور كه مطلق نيست آن زن بر سرير * بهرهء خود گيرد آن نى بهر شير نفقه هم بر قدر معروفست و بس * نى به قدر آنكه زن دارد هوس نيست تكليفى روا از هيچ رو * بر كسى الا به قدر وسع او نى رسانيد ار پناهيد و پدر * مادرى را بهر فرزندش ضرر نيست هم بر مادرى كز غيظ آب * ترك فرزندى كند گيرد غضب تا زيانى وارد آيد بر رضيع * از پدر و از مادر اين باشد شنيع هست بر ميراث بر مانند آن * گر بميرد آن صبى بر ناگهان يعنى آن مالى كه بر وى راجع است * ميرسد بر والدين اين شايع است هم چنان كز والدينش ميرسيد * نفقه بهر رشد هر دم بر مزيد بعد از آن هر كس بر آن طفل اقربست * آنكه ذى حق‌تر هم اولى و انسب است يعنى ار او را نباشد والدين * وارثست آن كس كه هست اقرب به عين پس اگر خواهند گيرندش ز شير * زودتر از حد خود يا آنكه دير مشورت آن هر دو بر احسان كنند * بر رضا يكدگر تا آن كنند نيستشان گر بر فصال آن مه صلاح * نيست ايشان را بتأخيرش جناح ور كه ميخواهيد غير از مادرش * شير بدهد آن ولد را يكسرش بر شما نبود گناهى اندر اين * مانع ام هر چه باشد باليقين چون كه بسپاريد بر حكم وجوب * حق استرضاع را آريد خوب مى بپرهيزيد و دانيد اينكه حق * هست بينا بر فعال ما خلق هر عمل كه ميكنيد از ناگزير * هست حق بر جزء و بر كلش بصير [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 234 تا 235 ] وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ( 234 ) وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّساءِ أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَ لكِنْ لا تُواعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلاَّ أَنْ تَقُولُوا قَوْلاً مَعْرُوفاً وَ لا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتابُ أَجَلَهُ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ ( 235 ) و آنان كه وفات ميكنند از شما و واميگذارند جفتهاشان را انتظار ببرند بخودشان چهار ماه و ده روز پس چون برسند مدتشان را پس نيست گناهى بر شما در آنچه كردند در خودشان بنيكى و خدا بدانچه ميكنيد آگاه است ( 234 ) و نيست گناهى بر شما در آنچه بكنايه خبر داديم بدين از خواستگارى زنان يا پنهان داشتيد در خودتان دانست خدا كه شما زود باشد كه ياد كنيد ايشان را و ليكن وعده نميدهد ايشان را پنهانى را مگر آنكه بگوئيد گفتارى نيكو و قصد مكنيد بستن نكاح را تا اينكه برسد كتاب مدت او و بدانيد كه خدا ميداند آنچه را كه در نفسهاى شما است پس حذر كنيد و بدانيد كه خدا آمرزنده بردبار است ( 235 ) و انكسانى كه بميرند از شما * جفتها مانند از ايشان بجا چار مه دارند و ده روز از قرار * بر نفوس خود بنيكى انتظار شد چو مدت نيست جرمى بى ز طول * شوهر ديگر نمايند ار قبول اين علامتهاى حق در ره بود * حق بر آنچه ميكنيد آگه بود نيست جرمى با كنايت گر شما * گفتگو با هم كنيد از خطبها يا كه اندر نفس خود پنهان كنيد * تا بپنهان خطبهء نسوان كنيد حق تعالى آگه است از رازها * زود ياد آريد زان دمسازها وعده در سرّ ليك با ايشان خطاست * كآن بسى اقرب بفحشا و افتراست جز كه گوئيد آنچه معروفست و خوش * ز استماعش روى كس نبود ترش آنچه يعنى قابل تشكيك نيست * بر غلط يا تهمتى نزديك نيست