محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

63

تفسير قرآن صفى على شاه

گر چه آن آبائشان بيمدركند * از هدايت دور و بر حق مشركند بر مثل اين كافران بر داعيند * آن چنان كه هر رمه بر راعيند مر بهائم را كند ناعق صدا * بشنوند اما نفهمند آن ندا بل ز حيوانند بىادراكتر * خواندن ايشان بود دور از ثمر زانكه آنها بشنوند آواز را * ليك نتوانند فهم راز را وين گره را غير از آنكه نيست هوش * هم ز بهر استماعى نيست گوش از حجر در عقل و دانش كمترند * نه همين گنگند يا كور و كرند با بتانى كه پرستند از غلط * گوئيان هم دانشمند و هم نمط ميپرستند از جهالت سنگ را * همچو خود مصنوع بىفرهنگ را مر شرف جويند از شىء خسيس * بر چنين عقلى همى خندد بليس كس ز خوان منعمى نعمت خورد * سجده وانگه پيش لا شىء برد زين عجب‌تر نيست چيزى در جهان * شايد ار گيرى عجب زين ابلهان [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 172 تا 173 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ ( 172 ) إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 173 ) اى آن كسانى كه گرويديد بخوريد از پاكيزه‌هاى آنچه روزى داديم شما را و شكر كنيد مر خداى را اگر بوده باشيد كه او را بپرستيد ( 172 ) جز اين نيست كه حرام شد بر شما مردار و خون و گوشت خوك و آنچه صدا بلند كرد به آن براى غير خدا پس هر كه بيچاره شد جز خروج كننده به امام و نه تجاوز كنند پس نيست گناهى بر او و بدرستى كه خدا آمرزنده مهربان است ( 173 ) اى گروه مؤمنان اندر حيات * رزقهاى خود خوريد از طيبات شكر نعمت پس كنيد از هر چه هست * گر شما خود بنده‌ايد و حق‌پرست بر شما مردار و خون آمد حرام * باز لحم خوك از رب الانام زانكه بس در خوردن آن آفت است * موجب افساد خلق و خلقت است وانچه شد بر پا به ذبح او صدا * در مقام قصد بر غير خدا يعنى آنچه از ذبح آن و ز اكل آن * قصد باشد شرك بر حق بالعيان مشركان در وقت ذبح از خبث ذات * بد بلند آوازشان بر اسم لات شد چنين ذبحى بر اهل دين حرام * هست‌بسم اللَّه شرط اين مقام جز به غير باغ و عاد از اضطرار * نيست حكمى بر حرام از كردگار باغ افراطست نزد اهل حق * عاد هم تقصير در سد رمق اندرين صورت نباشد جرم و بيم * كو باهل دين غفور است و رحيم چون ببخشد حق نماند ذلتى * نور آمد رفت بود از ظلمتى [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 174 تا 176 ] إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتابِ وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً أُولئِكَ ما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ( 174 ) أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى وَ الْعَذابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَما أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ ( 175 ) ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِي الْكِتابِ لَفِي شِقاقٍ بَعِيدٍ ( 176 ) بدرستى كه آن كسانى كه ميپوشند آنچه را فرو فرستاد خدا از كتاب و ميفروختند به آن بهايى را كم آن گروه‌اند كه نميخورند در شكمهاشان مگر آتش را و نه سخن مىكند ايشان را خدا روز قيامت و نه پاك ميگرداند ايشان را و براى ايشان است عذاب دردناك ( 174 ) آن گروه ايشانند كه خريدند گمراهى را به راه هدايت و خداى را بآمرزش پس چه شكيبا كرد ايشان را بر آتش ( 175 ) اين بسبب آنكه خدا فرو فرستاد كتاب را براستى و بدرستى كه آنان كه اختلاف كردند در كتاب هر آينه در مخالفتند دور ( 176 ) آن كسانى كه بپوشند از عتاب * آنچه نازل كرد حقشان از كتاب ميفروشند آن كمال بيعديل * از ره نقصان بشيئى بس قليل نيست مقصود آنكه بفروشند باز * بر كثيرى تا در آن باشد جواز بلكه با وى هر دو عالم اندكست * داند اين مردى كه در ره سالك است آنكه بفروشد فزونى را بكم * نيست هيچش غير آتش در شكم آتش حرص است و از آن نارها * كه بود در بطن آتش خوارها بهر ايشان گفت زان ما يأكلون * كى خورند از غير نار اندر بطون نه سخن گويد مر ايشان را خدا * نه كند پاكيزه‌شان از ناروا چون نگردند از هواى نفس پاك * هست ايشان را عذابى دردناك اين گروهند آنكه بخريدند باز * گمرهى را بر هدايت از مجاز هم عذاب آخرت بر مغفرت * تا در اين سودا چه باشد معذرت چه شكيبا كرده ايشان را بنار * اينست صبر بد مآل ناگوار اينست بهر آنكه انزال كتاب * از خدا حق است و بر عين صواب وان كسان كه اختلاف اندر كتاب * ميكنند اندر شقاقند و عذاب اين تخالف نزد اهل علم و ديد * گشت باعث بر شقاقى بس بعيد