محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

160

تفسير قرآن صفى على شاه

منتظر گشتند تا وقت سجود * آيد و آرند بر وى حمله زود آمد اين آيت كه در اوقات رزم * با حذر باشيد و حذر از روى حزم چون نماز خوف را در رزمها * باز بگذاريد با آن حزمها ياد حق بايد كنيد اندر حدود * بىتغافل در قيام و در قعود هم بپهلوها كه برگرديد باز * در نيازاييد با داناى راز مطمئن گشتيد چون از خوف باز * با شرايط كرد ميبايد نماز كآن بود بر مؤمنين فرض تمام * اندر اوقات معين لا كلام ضعف و سستى مينورزيد اى مهان * از جهاد و جستجوى كافران خواست پيغمبر پس از جنگ احد * تازد از دنبال با ياران خود تابعان بودند بعضى زخمدار * كاره از پى رفتن و از كارزار آمد اين آيت كه هستند ار شما * خسته و مجروح اينسان در غزا همچنين هستند ايشان دردمند * كه شما هستيد بر درد و گزند مر شما را ليك هست از حق اميد * كه نباشد كافران را آن پديد يعنى از بعد شكست اميد فتح * وز خدا در يوم دين تأييد فتح در دو عالم از حقيد اميدوار * اين رجا نبود مر ايشان را به كار پس شما را ميل بر حرب و قتال * پيش از ايشان بود بايد بيسؤال حق بود دانا بر اعمال شما * امر و نهيش راست بر حال شما حكم او يعنى بوفق حكمت است * موجب آسايش و امنيت است شرح اين در سورهء عمران گذشت * گر كه خواهى سوى آن كن بازگشت ما فرستاديم قرآن را به حق * بر تو اى پيغمبر صاحب نسق تا نمايى حكم بين مردمان * بر هر آنچه حق نمودت ره بران پس مباش از غيرت دين اى رسول * يار خائن بهر كتمان فضول مىمكن مستور هيچ از خائنين * آن خيانتها كه باشد ننگ دين بهر رفع ننگ از اسلاميان * عيب خائن را همى خواهى نهان وانگهى بر بيگناه آرى عتاب * اين نباشد در عدالت مستطاب خواه آمرزش ز حق از هر قصور * زاو طلب توفيق در كل امور كوست آمرزندگار و مهربان * بر تمام خلق خويش از انس و جان بهر خائن خواه يعنى مغفرت * كه دو عصيان كرده او بيمعذرت برده مال مسلمى را در مهم * ديگرى را پس نموده متهم آمد اين آيت ز بهر تهمتى * بر يهودى در مقام سرقتى دزداى شد مسلمين دادند زود * نسبت آن را به مردى از يهود آمد آن دعوى بسلطان عقول * آن يهودى شد معاقب از رسول تا مگر زان فعل ناهنجار پست * مى نيايد بر مسلمانان شكست اى محمد « ص » كن تو حكم از روى عدل * نى كه گردى منحرف از خوى عدل يعنى از عدلى كه آن شايع بود * كثرت شرم و حيا مانع شود چون تو دارى شرح صدر و چشم باز * از چه پنهان ميكنى در پرده راز نه خصومت كن بكس از مردمان * نزد حكم از جانب آن خائنان كه بنفس خود بسوگند دروغ * خائنند آن شاهدان بيفروغ بر يهودى گشته بر ناحق گواه * كه گنه كار است و بود او بيگناه حق ندارد دوست خائن را بسر * گر كه باشد بر گناه خود مصر مختفى دارند از شرم و هراس * آن خيانتهاى بيّن را زناس وز خدا پنهان ندارند آن گناه * گر چه هست اولى كه پوشند از إله شرمشان باشد ز خلق ناتمام * نى ازان كو هست با ايشان مدام اوست مع با هر كسى در جهر و سر * تا ندانى ز اوست چيزى مستتر از خداى راز دان اخفا كنند * آن تدابيرى كه در شبها كنند نيست حق راضى بران گفتارها * كز دروغ آرند بر كردارها كه خورد گر طعمه سوگند دروغ * زاو كند باور رسول با فروغ كوست مسلم وان يهودى كافر است * قول او نزد پيمبر ابتر است هست بر اعمال ايشان حق محيط * غرقه‌اند اشيا در آن علم بسيط پس شويد آگاه اى قوم بىظفر * كه شمائيد از گروهى بىخبر يعنى اهل جاهليت كاين چنين * در جدال آييد بهر خائنين از پى رفع خيانتهايشان * مشتبه سازيد تا بر هر كسان اين همه بهر حيات دنيويست * پس كسى كو خصم حق گرديد كيست تا كند دفع خيانت از تميز * هيچ از ايشان در مقام رستخيز با نگهبان كيست ايشان را بحشر * تا شود يار از عذاب روز نشر بعد از اين توبيخشان پروردگار * مىكند بر توبه‌ها اميدوار گويد آن كس كو بغيرى يا به خود * مىرساند ظلمى از كردار بد پس نمايد از حق آمرزش طلب * يابد آمرزنده حق را زان سبب مهربان‌تر كيست بر خلق از خدا * توبه را فرموده اسباب رجا [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 112 تا 116 ] وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً ( 112 ) وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَ ما يُضِلُّونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيماً ( 113 ) لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً ( 114 ) وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِيراً ( 115 ) إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعِيداً ( 116 ) و كسى كه كسب كند خطايى يا گناهى را پس تهمت زند به آن بيگناهى را پس بتحقيق متحمل شده دروغى و گناهى روشن ( 112 ) و اگر نبود كرم خدا بر تو و رحمت او هر آينه قصد كرده بودند گروهى از ايشان كه اضلال كنند ترا و اضلال نميكنند مگر خودهاشان را و ضرر نميرسانند ترا هيچ چيزى و فرو فرستاد خدا بر تو كتاب و حكمت و تعليم داد ترا آنچه را نبودى كه بدانى و باشد فضل خدا بر تو بزرگ ( 113 ) نيست خير در بسيارى از راز گفتنشان مگر كسى كه امر كند به صدقه يا كار خوبى يا اصلاح ميان مردمان و كسى كه بكند آن را در طلب رضاى خدا پس زود باشد كه دهيم او را مزدى بزرگ ( 114 ) و كسى كه زحمت دهد رسول را از بعد