محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

142

تفسير قرآن صفى على شاه

آنچه بر زنان آزاد است از عذاب آن از براى كسيست كه ترسد از ضرر از شما و اگر صبر كنيد بهتر است مر شما را و خدا آمرزنده مهربانست ( 25 ) ميخواهد خدا كه بيان كند براى شما و هدايت كند شما را طريقهاى آنان كه بودند پيش از شما و توبه پذيرد از شما و خدا داناى درست كردار است ( 26 ) و خدا ميخواهد كه توبه پذيرد از شما و ميخواهند آنها كه پيروى ميكنند خواهشهاى نفس را كه ميل كنيد ميلى بزرگ ( 27 ) ميخواهد خدا كه سبك گرداند از شما و آفريده شده انسان ناتوان ( 28 ) زندگانى با زنان بايست نيك * زانكه زن در عيش مرد آمد شريك ور كه ز ايشان هست هيچ اكراهتان * اى بس اكراهى كه شد دلخواهتان هست يعنى اندر آن خيرى كثير * حق نمايد زهر را بر طفل شير اى بسا مكروه كآن را بر شما * خير گرداند ز حكمتها خدا پس بتفريق زنان صبر و درنگ * پيشه گيريد ار چه دل داريد تنگ آن شما را هست بهتر از طلاق * و اصلح آمد اتصال از افتراق ور كه ميخواهيد جفتى را بدل * كرد بر جفت دگر اندر محل داده‌ايد آن را اگر مالى فزون * چيزى از وى پس مگيريد از فنون يا كه گيريدش ببهتان و گناه * بهر مالى بيدليل و بىگواه اين چگونه ميكنيد از وى طلب * اينست تأكيدى بانكار و عجب وانگهى بعضى رسيده است از شما * بعض ديگر را بتحقيق و رضا وز شما بگرفته‌اند ايشان با مس * عهد محكم وقت عقد و گاه لمس هم مگيريد آن زنان كآبائتان * در نكاح آورده بودند از عيان بر شما زوجهء پدر باشد حرام * جز كه پيش از نهى از رب الانام اين عمل در نزد عقل معتمد * فاحشه است و دشمنى و راه بد قبح عقلى فاحشه است و كار زشت * قبح شرعى مقت باشد در سرشت قبح عرفى شد يقين ساء السبيل * در نظرها نيست ممدوح و جميل مادران و دختران و خواهران * بر شما باشد حرام از هر نشان عمه‌ها و خاله‌ها نيز اين چنين * هم بنات اخت و اخ بر اهل دين امّ و اخواتى كه هست از راه شير * همچنين باشد بحرمت ناگزير مادر زنها و دخترهايشان * شد محرم بر شما فاش و نهان ور كه زن مدخوله نبود باك نيست * هيچ ازان دامان تقوى چاك نيست هم حرام است از پسرهاتان زنان * آن پسرها كه بود ز اصلابتان جمع ما بين دو خواهر نيست كيش * جز هر آنچه از شما بگذشته پيش بر فعال ما سلف بر بنده‌گان * خود حق آمرزنده است و مهربان وانچه آنها محصناتند از نساء * بر شما باشد حرام و ناروا محصنات اعنى كه صاحب شوهرند * دور و حاضر در نكاح ديگرند جز زنانى كه بر ايشان مالكيد * گر به راه امن و ايمان سالكيد يعنى آزادند نى در عقد غير * ميتوان شد مالك آنها را بخير بر شما شد فرض از رب الانام * اين مراعات از حلال و از حرام خود حلالست ار كه جوييد از زنان * غير از آنهايى كه آمد در بيان خرج مال خود كنيد اندر حلال * دور باشيد از زنان بد فعال بهره چون برديد بدهيد اجرشان * آنچه باشد بىزيان و زجرشان بر شما نبود گناهى بىگمان * گر شويد از يكدگر راضى بران بعد از آنچه فرض شد يعنى صداق * وانچه باشد شرط تزويج از نفاق حق در افعالست دانا و حكيم * نظم را بنهاد بنيادى قويم وانكه نبود مستطيع از روى مال * بر نكاحى كوست نيكوتر به حال پس بوسع خود كه داريد آن بدست * از زنان گيريد بر ميلى كه هست زان كنيزان كه بوند از مؤمنات * نفقه كم خواهند و كسوت در حيات حق بايمان شما داناتر است * بعضى از بعضى اگر بالاتر است نزد حق نيكوست ايمان و ادب * نى كه مال و زينت و نام و نسب اين نسبها نزد حق نايد به چيز * كيست تا او از ره ايمان عزيز پس درآريد از طريق سهلشان * در نكاح خود باذن اهلشان اجرشان را هم بنيكويى دهيد * پارسايند ار كه نى شوم و پليد هم نگيريد از نهانى دوستان * عرض خود داريد محفوظ از زيان ور كه آيند آن كنيزان بر زنا * نصف حدّ حر بر او باشد روا اين نكاح از بهر آن باشد كه تا * كس نيفتد بر فساد و بر زنا ور شكيبايى كنيد آن بهتر است * مر شما را زان نكاحى كابتر است حق بخلقان جمله آمرزنده است * هم رءوف و مهربان بر بنده است خواهد او روشن نمايد راه راست * بر شما آن سان كه از هادى سزاست راه آنان كز شما بودند پيش * توبه بپذيرد بود جرم ار كه بيش اوست دانا بر امور مرد و زن * راست كردار اندر افعال و سنن حقتعالى خواهد از بهر شما * تا كه سويش باز گرديد از و لا يا كه چيزى را كه آن باشد سبب * سوى توبه خواست بهر بنده رب وانكه باشد تابع ميل خلاف * خواهد از ره مر كه يابيد انحراف بر زنا آلوده گردد ذيلتان * هم شود بر قبح و فحشا ميلتان خواست بار جرمتان را حق خفيف * زانكه ديد آن سان بود خرد و ضعيف آفريده گشته است انسان ز خاك * خاك هم باشد ضعيف و دردناك [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 29 تا 33 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلاَّ أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً ( 29 ) وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ ناراً وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً ( 30 ) إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَرِيماً ( 31 ) وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً ( 32 ) وَ لِكُلٍّ جَعَلْنا مَوالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيداً ( 33 ) اى آن كسانى كه گرويديد مخوريد مالهاتان را ميانتان بناحق مگر آنكه بوده باشد خريد و فروختنى بخشنودى