محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
113
تفسير قرآن صفى على شاه
نام احمد را 0 بسوگند از كتاب * منقلب كردند و پنهان در حجاب تا مباد او سيد و سرور شود * در نمود اكسير اعظم زر شود ميكنند اين گونه با هم مشورت * بهره نبود هيچشان در آخرت حق ز رحمت سويشان نارد نظر * هم نفرمايد سخن با بد گهر نه نمايد از رذايل پاكشان * چون برون آرد بحشر از خاكشان زشتى اخلاقشان وقت هلاك * هست ايشان را عذابى دردناك [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 78 تا 80 ] وَ إِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقاً يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتابِ وَ ما هُوَ مِنَ الْكِتابِ وَ يَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ ما هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ ( 78 ) ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِباداً لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ ( 79 ) وَ لا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَ النَّبِيِّينَ أَرْباباً أَ يَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ( 80 ) و بدرستى كه از ايشان پارهاى مىپيچند زبانهاى خود را بكتاب تا پنداريد او را از كتاب و نيست آن از كتاب و ميگويند آن از نزد خداست و نيست آن از نزد خدا و ميگويند بر خدا دروغ را و ايشان ميدانند ( 78 ) نميباشد از براى انسانى كه بدهدش خدا كتاب و حكم و پيغمبرى را پس گويد از براى مردمان باشيد بندگان مر مرا از جز خدا و ليكن باشيد خداپرستان بسبب بودن شما كه تعليم دهيد كتاب را و بسبب بودنتان كه بخوانيد ( 79 ) و نمىفرمايد شما را كه بگيريد فرشتگان را و پيغمبران را خدايان آيا ميفرمايد شما را بكفر پس از آنكه شما مسلمانانيد ( 80 ) هم ز ايشان فرقهاى باز از كتاب * بر زبان پيچند بهر انتساب بر گمانشان كز كتابست آن همه * نز كتابست آنچه گويند آن رمه يعنى از حق است اين اقوال و نيست * از خدا آن بلكه كذب و افتريست بر خدا دانسته اين بهتان زنند * نى كه نادانند بر كذب و نژند با نبى گفتند ترسا و يهود * مر تو را خواهى خدا خوانيم زود يا پرستيمت بوجه بندگى * سجده آريمت بنا زيبندگى گفت پيغمبر معاذ اللَّه كه من * كس پرستم جز خداى ذو المنن يا به سجدهء غير حق باشم رضا * يا كنم كس را بر اين امر از خطا آمد اين آيت كه نبود از بشر * كس سزاوار كتاب از دادگر يعنى او را حق دهد پيغمبرى * بخشدش بر خلق حكم و داورى پس بگويد از هوا بر مردمان * كه مرا باشيد عبد و بندگان يا پرستش غير حق را جايز است * يا من و ما ما خلق را جايز است جز كه ميباشيد عبد و حقپرست * زانچه داريد از كتاب اللَّه بدست تا بخوانيد آن بخلق از عدل و داد * از ره دانايى و دين بىفساد هم نفرمايد كه گيريد از طلب * مر ملايك و انبيا بر خويش رب امرتان آيا كند بر كفر و كين * بعد از آنكه خواند بر اسلام و دين [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 81 تا 82 ] وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ ( 81 ) فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ ( 82 ) و هنگامى كه گرفت خدا پيمان پيغمبران را كه آنچه دادم شما را از كتاب و حكمت پس آمد شما را رسولى تصديقكننده هر آنچه را با شماست هر آينه ايمان خواهيد آورد البته به او و هر آينه يارى او كنيد البته گفت آيا اقرار كرديد و گرفتيد بر آنتان پيمان مرا گفتند اقرار كرديم كه گفتند پس گواه باشيد و من با شما از گواهانم ( 81 ) پس هر كه رو بگرداند پس از آن پس آن گروه ايشانند نافرمانان ( 82 ) در بيان اخذ ميثاق حق از پيغمبران و تحقيق عهد كه بر دو قسم است در ازل ميثاق توحيد از سران * حق گرفت اعنى كه از پيغمبران بر خلايق عام اين ميثاق بود * ليك خاص انبياء ز إشفاق بود تا از ايشان كاهل صف اولند * در وجود از ما سوى اللَّه اكملند عام گردد بر بنى آدم همه * صف بصف تا آخر از اقدم همه پس شناسايى بود در انبيا * يكدگر را ميشناسد از و لا صفّ اول عارفان باللهند * عارفان از رتبهء هم آگهند