محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
111
تفسير قرآن صفى على شاه
در نمىيابيد ( 65 ) آگاه باشيد شما آنهائيد كه مجادله كرديد در آنچه بود مر شما را به آن دانش پس چرا مجادله كنيد در آنچه نيست مر شما را به آن دانش و خدا ميداند و شما نميدانيد ( 66 ) نبود ابراهيم يهودى و نه نصرانى و ليكن بود حقگراى مسلم و نبود از جمله شركآورندگان ( 67 ) بدرستى كه نزديكترين مردمان بابراهيم هر آينه آنانند كه پيروى كردند او را و اين پيغمبر و آنان كه گرويدند و خدا دوست گروندگانست ( 68 ) محاجه نصارى و يهود در حال ابراهيم عليه السلام مجتمع گشت آن نصارى و يهود * نزد پيغمبر بدستورى كه بود اندر ابراهيم كردند احتجاج * كو ز ما بوده است و اين بود از لجاج هود ميگفتند بوده است او يهود * گفت ترسا جز نصارى او نبود آمد اين آيت كه اى اهل كتاب * چون كنيد اين احتجاج از ناصواب بعد از ابراهيم آمد بر شما * نازل اين تورات و انجيل از خدا چون نياريد اين بعقل ار بخرديد * يا كه در تقليب معنى عامديد ميكنيد اين احتجاجات از گمان * بر هر آنچه نيستيد آگاه ازان مىندانيد آنچه را داناست حق * داند اسرار وجود ما خلق نه يهودى بود ابراهيم راد * نه نصارى در عمل يا اعتقاد بل مسلمانى بد او بس پاكدين * داشت دورى ز اعتقاد مشركين باشد از مردم به او اولا كسى * كه نمايد پيروى از وى بسى باشد او را ناصر اندر اعتقاد * داندش عارى ز شرك و از فساد هم چنان كه اين نبى يعنى رسول * دين او را كرد در نصرت قبول گفت من بر دين ابراهيم راد * هستم از روى سنن و از اعتقاد وانكسانى كاهل ايمانند و دين * يار ابراهيم باشند از يقين پيرو پيغمبر روشن دمند * يار احمد و انبيا تا آدمند هم خدا باشد ولى مؤمنين * كه ولى حق شدند ايشان به دين [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 69 تا 72 ] وَدَّتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَ ما يُضِلُّونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ ( 69 ) يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ ( 70 ) يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ( 71 ) وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ( 72 ) و دوست داشتند گروهى از اهل كتاب كه گمراه كنند شما را و گمراه نميكنند مكر خودهاشان را و نمىيابند ( 69 ) اى اهل كتاب چرا كافر ميشويد بآيتهاى خدا و شما گواهى ميدهيد ( 70 ) اى اهل كتاب چرا مىپوشانيد حق را بباطل و پنهان ميداريد حق را و شما ميدانيد ( 71 ) و گفتند طايفه از اهل كتاب ايمان آوريد به آنچه فرو فرستاده شد بر آنان كه ايمان آوردند اول روز و كافر شويد آخرش باشد كه ايشان بازگردند ( 72 ) دوست دارند اكثرى ز اهل كتاب * كه شما باشيد گمراه از صواب مىكنيد انديشهء اضلالتان * مر بگردد از رسول اقبالتان ليك نفس خويش را گمره كنند * مىندانند اينكه خويش ابله كنند از چه ميباشيد اى اهل كتاب * كافر آيات حق در ارتياب خاصه چون بر وى گواه واقفيد * شاهد او از كتاب سالفيد حق بباطل از چه ميپوشيد و چون * تكتمون الحق و انتم تعلمون فرقهء گفتند از اهل كتاب * كه به توراتند قائل نه از صواب اول روز آوريد ايمان بر او * شام چون شد ز او بگردانيد رو مؤمنان شايد كه برگردند باز * از محمد وز سومش زين مجاز شبهه تا زين رو فتد در دين او * خلق برگردند از آيين او ناوريد ايمان مگر بر آنكه هست * پيرو دين شما ز اعلى و پست اهل خيبر اين نوشتند از لجاج * بر يهودان مدينه در رواج كه بدينش در نهارى بگرويد * و آخر روزش بدين كافر شويد تا كه گردند اهل ايمان منقلب * كه بر او باشند در دين منتسب گو بر ايشان راست ره راه خداست * هر كرا خواهد نمايد راه راست كى تواند كرد تلبيس يهود * منقلب آن را كه حقش ره نمود [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 73 تا 74 ] وَ لا تُؤْمِنُوا إِلاَّ لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدى هُدَى اللَّهِ أَنْ يُؤْتى أَحَدٌ مِثْلَ ما أُوتِيتُمْ أَوْ يُحاجُّوكُمْ عِنْدَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ ( 73 ) يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ( 74 ) و ايمان مياوريد مگر از براى كسى كه پيروى كرد دين شما را بگويد بدرستى كه هدايت هدايت خداست اينكه داده شود احدى مانند آنچه داده شديد يا حجت آورند شما را