ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
80
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
توپخانه براى شليك توپ در جايگاه مناسب خود قرار گرفتند ، و امير الحاج و خزانهدار و كارمندان محمل در سمت راست اردوگاه مستقر شدند ، هنگام ورود شريف ، امير و خزانهدار پيش رفته و دست و گوشهء قباى او را بوسيدند و سپس به همراه او در حالى كه بر كالسكهء خود سوار بود ، آهسته از ميان دو گروه ياد شده گذر كرد . شريف با دقت لباس آنان را از نظر گذرانيد در حالى كه از شهامت و پايدارى آنان خرسند به نظر مىرسيد با اشارهء دست به آنان سلام مىكرد . در كنار سرا پردهء امير ، از كالسكه پايين آمده و در بالاى آن بر روى صندلى نشست . در اين هنگام امير ، كارمندان محمل را به او معرفى كرد و آنان نيز دست وى را بوسيدند و آنگاه بدانان اجازه نشستن داد . پس از گذشت مدت كوتاهى به سربازان دستور « صفا » يا « آزادباش » دادم و فرماندهان آنان را به حضور شريف همراهى كرده و دست امير مكّه را بوسيديم . شريف آنگاه پس از نوشيدن چاى و قهوه ، تصميم به مراجعت گرفت . به همراه افسران ، مجدّدا به جايگاه اوليهء خود بازگشتيم و در هنگام عبور او ، پس از مراسم سلام نظامى ، گروه موزيك ، سلام اعلى حضرت سلطانى را نواخت . سپس توپخانه بيست و يك گلوله توپ همانند ورود او ، شليك كرد . امير از آنچه كه مشاهده كرده بود ، به ويژه از كيفيت لباس افسران و سربازان ، خرسند به نظر مىرسيد . نامبرده لباس عادى خود را بر تن داشت . اين لباس شامل عمامه و قباى سفيد با كفپوشى زرد رنگ بود . در همين هنگام شريف ، با ديدن پردهء زردوزى شده بر روى محمل ، كه ظاهرى رنگ و رو رفته و قديمى داشت ، از امير الحاج علّت آن را جويا شد و وى پاسخ داد كه در دوران خديو قبلى ، توفيق پاشا ، بافته شده است . اين عكس را پس از غروب آفتاب در منزل شريف برداشتم . در كنار او همدم وى را مىبينيد . اين شخص معروف به ( البوّ ) بوده و در نزد شريف از جايگاه ويژهاى برخوردار مىباشد و همواره از هدايايى كه براى شريف ارسال مىشد ، تعدادى را به او مىبخشيد . نامبرده با استفاده از هداياى ياد شده ، خانههاى مجلل و زيبايى را همانند خانههاى مصر بنا كرده بود و گفته مىشود علت ويژگى جايگاه او نزد شريف ، آن است كه روزى او نزد شريف رفت در حالى كه شريف در زير سقفى نشسته بود ، ناگاه به دو اشاره نمود و گفت ( جم جم ) و از او خواست از زير سقف بيرون آيد ، در همين هنگام سقف فرو ريخت .