ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

560

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

صاف و هموار رسيديم كه در آن خرگوشهاى كوهى زياد ديده مىشود . اين زمين آنچنان نرم بود كه به هنگام حركت ، پاى شترها و اسبها و قاطرها حدود 20 سانتيمتر به درون آن فرو مىرفت . در العقله تيغ‌هاى زيادى ديده مىشد كه به آن لزّيق مىگفتند . اين تيغ‌ها همانند چرخ ساعت ، دندانه‌اى و گرد بود و دندانه‌هاى آن همانند سوزن تيز بود ، به طورى كه اگر وارد لباس يا جسم مىشد ، به سختى بيرون مىآمد . آب در اين منطقه غير قابل استفاده و شور بود و با پاداشى كه در اختيار اعرابى قرار داديم ، منطقه‌اى به فاصلهء نيم ساعت از مسير را به ما راهنمايى كرد كه در آن آب باران وجود داشت . منزلگاه نهم از العقله تا المطر در ساعت 9 روز سه‌شنبه سوم صفر ، حركت خود را از العقله آغاز كرديم و به مدت شش ساعت در مسير شمال غربى پيش رفتيم ، سپس مدتى را به استراحت پرداختيم و مجددا در ساعت ده شب به حركت خود ادامه داديم تا اين كه در ساعت 5 از روز چهار شنبه چهارم صفر ، به اقامتگاه « المطر » يا « العجله » رسيديم و در اين منزلگاه به استراحت پرداختيم . هفت ساعت و سى دقيقه پس از « العقله » در مسيرى شنى و چسبنده گام برداشتيم ، در اين مسير علف خوبى وجود داشت . پس از يك ساعت و نيم در راهى سنگى و سخت و غير منظم كه به وسيلهء سيل‌ها ، سنگ زيادى بدان آورده شده بود ، راه پيموديم . نيم ساعت پس از آن ، به سرزمين باتلاقى رسيديم كه درختان زيادى در آن روييده بود ، از منطقه ياد شده پس از هفده دقيقه عبور نموديم . اين راه به كوهى منتهى مىشد كه از ارتفاع دوازده مترى بالاى آن آبشارى به اندازهء يك جوى آب صاف و زلال با آبى گوارا سرازير مىگشت . اعرابى كه در آن منطقه سكونت مىكردند خود و چهار پايانشان از آب آن استفاده مىكردند . اين آب با اين كه شبانه روز جريان داشت ، هرگز مورد استفاده در كشاورزى قرار نگرفته بود و به زمين فرو مىرفت . اين آبشار در نتيجهء بارانى كه در قلّهء كوهها مىباريد جريان مىيافت و فاصلهء اين قله‌ها تا ميانهء راه ، حدود هفده دقيقه با حركت معمولى اسبان بود . يك ماهى كوچك را درون آب جمع شده در دامنه كوه ديدم و هر گاه مقدارى از زمين تالاب ياد شده را حفر نمايند به چشمه‌هايى از