ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

523

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

نمودند و سپس سقف آن را با چوب ساج پوشانيدند و تغييرى در دربهاى مسجد ندادند و به همان صورت كه در زمان عمر شش درب بود ، باقى ماند . دربى كه پس از دو درب شمالى قرار داشت ، به دستور عثمان بسته شد و دربهاى ديگرى در اطراف مسجد ساختند . بنابراين مسجد به وسيلهء چهار درب معروف خود باز و بسته مىشد تا اين كه درب پنجم شمالى در توسعه و ساختمان سلطان عبد المجيد عثمانى گشوده شد . عثمان اتاقكى از خشت خام بر مصلّاى خود در مسجد ساخت و بر آن پنجره‌اى قرار داده بود كه مردم به وسيلهء آن امام را مىديدند . سپس به وسيلهء عمر بن عبد العزيز اين اتاق از چوب ساج بنا گرديد ، مهدى نيز آن را با ساج تجديد و تعمير نمود و كف آن را همسطح زمين مسجد نمود ؛ زيرا اين اتاقك حدود دو ذراع بلندتر از سطح زمين مسجد بود . سپس وليد بن عبد الملك مسجد را به وسيلهء كارگزار خود در مدينه عمر بن عبد العزيز تجديد و تعمير نمود كه اين تعميرات در سال 88 ه . آغاز و در سال 91 ه . به پايان رسيد . نامبرده توسعه‌اى در سمت غرب مسجد ايجاد كرد - كه پس از آن در اين سمت ديگر توسعهء قابل ملاحظه‌اى داده نشد - و در شمال و شرق نيز اضافاتى بر آن داد . وى حجره‌هاى همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را كه در جنوب و شمال مسجد قرار داشت و دربهاى آن به درون مسجد باز مىشد ، منهدم كرد و آنها را به مسجد افزود . همچنين قسمتى از حجرهء عايشه از سمت روضه را نيز قطع كرد و در ناحيهء ياد شده به مسجد اضافه نمود سپس بر حجره ، همان ساختمان پنج ضلعى ياد شده را كه هم‌اكنون بر روى آن پرده قرار گرفته است ، بنا نمود . نامبرده آن را به صورت مربع درنياورد ؛ زيرا نخواست همانند كعبه ، قبله‌گاهى براى مردم گردد و به گرد آن طواف نمايند . وى مسجد را به وسيلهء سنگهايى بر روى هم بنا كرد كه در ميان آنها براى استحكام ، پشم به كار برد . ستونهاى مسجد را با سنگهايى درون تهى كه در ميانهء آنها ميله‌هاى آهنى و سرب قرار داشت ، برپا نمود . ديوارهاى مسجد را با كاشىكارى و مرمر زينت داد و سقف آن را با چوب ساج پوشانيد و به وسيلهء آب طلا سقف را تزيين نمود . همچنين بالاى پايه‌هاى مسجد و آستانه دربها را از طلا پوشانيد . هنگامى كه پس از اتمام ساختمان مسجد به وسيلهء عمر بن عبد العزيز ، وليد به حج آمد و راهى مدينه شد و آنگاه كه وارد مسجد شد ، در حالى كه ديوارها و سقف و نقش و نگارها