ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
511
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
سپس گفت : از اين پس ديگر اين وسائل را با خود به مكه نياورى و در صورتى كه با اين وسائل آمدى تمام آنها را آتش خواهم زد . گنبدهايى كه در ينبع و مدينه قرار داشت ، همگى را منهدم نمود و كشيدن تنباكو در بازارها و بدعتها را ممنوع اعلام نمود . در سال 1223 ه . حجاج شامى و مصرى به علّت منع وهابيان ، حج بجاى نياوردند كه اين البته بدان صورت نبود كه مانع حج مردم گردند بلكه از آنها خواسته شد كه به طريق مشروع حج بجاى آورند و از آوردن وسائلى كه شرع مقدس به آنان اجازه نداده ؛ از قبيل محمل و طبل و نى كه چيزى جز بدعت در اسلام نيست جلوگيرى نمودند . در اين سال گروهى از مغربىها به حج آمدند و كسى متعرض آنان نشد . هنگامى كه كاروانهاى حج مصرى و شامى ممنوع از حج گرديدند ، مردم مكه و مدينه كه از طريق آمدن آنان به حج زندگى مىكردند ، از صدقات و حقوق و مزاياى آنان محروم گشتند . تعداد بسيارى از مردم اين دو شهر به همراه خانوادههاى خود ، به جز آنان كه در اين قسمت سودى نداشتند ، به سوى مصر و شام كوچ كردند و گروهى از آنان نيز به سوى استانبول حركت كردند و مراتب شكايت خود از وهابيان را به دربار خلافت بردند و رهايى خود و حرمين را از خليفه خواستار گرديدند . همچنين حقوق كارهاى خود از قبيل خدمت در حرمين و رفتگرى و مانند آن كارها را خواستار شدند . گفته مىشود هنگامى كه اين وهابى بر مدينه مستولى شد ، اندوختههاى فراوان حجرهء شريف را از قبيل جواهرهاى مرصع به الماس و ياقوت گرانقدر و ديگر ذخاير را كه مجموعا 4 هميان بزرگ مىشد ، به غارت برد ، از ديگر نفايس به غارت رفته ، شمعدانى از زمرّد بود كه به جاى شمع ، قطعهاى مستطيل از الماس بر آن قرار داشت و نيز نزديك به يكصد شمشير داراى پوشش طلا بود كه بر روى آنها با قطعات الماس و ياقوت تزيين يافته و دستهء آنها از زمرد و ياقوت كبود پوشيده شده بود و اين شمشيرهاى گرانبها از آن بزرگان و پادشاهان بود كه بر روى آنها نام پادشاهان و خلفاى پيشين نقش بسته بود . اين هدايا و شمشيرها از سوى ثروتمندان و پادشاهان و سلاطين ايرانى و ديگر افراد به اين مكان هديه گرديده بود كه تا اين ذخيرهها ، بتواند پشتوانهاى براى احياى دين و