ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
510
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
وهابيها به وجود آمده بود و در اثر آن ، از رسيدن هر گونه بار و آذوقه به مكه جلوگيرى مىكردند ، به طورى كه قيمت يك اردب مصرى از برنج به پانصد ريال و گندم 300 ريال جز اينها رسيده بود ، بنابراين شريف جز تسليم چارهاى در مقابل آنان نديد . بنابراين مجبور به مسالمت با آنان و ورود به آيين و مذهب آنان گرديد و با داعيان و سركردگان آنان درون كعبه عهد و پيمان بست ! طبق اين عهد ، نامبرده دستور داد از منكرات به ويژه از تجاهر به آن جلوگيرى گردد و كشيدن تنباكو در مسعى و ميان صفا و مروه ممنوع و نمازهاى روزانه به صورت جماعت برگزار شود و پرداختن زكات و نپوشيدن لباس ابريشمى و زردوزى و باطل كردن هر گونه عوارض و ماليات و جلوگيرى از مظالم و مصادره اموال مردم را متعهد گرديد . شريف غالب پيش از آن ، آنچنان عمل مىكرد كه گاه شخص در منزل خود نشسته بود و مىديد كه كارگزاران شريف به منزلش ريختند و آنان وى را وادار به تخليهء خانهاش مىنمودند و در پاسخ اعتراضش مىگفتند : آقاى همه به اين خانه نياز دارد ! و بدين گونه او را از خانهاش بيرون مىكردند و از آن پس خانه جزو املاك شريف به شمار مىآمد . وهابيان با شريف عهد بستند كه وى دست از اين گونه ظلمها بردارد و در راهى كه رسول خدا و خلفا و صحابه و امامان تا آخر قرن سوم عمل نمودهاند ، قدم گذارد و از آنچه كه پس از آن مردم بدعت گذاشته و ساختمان بر قبور ساختهاند و گنبد و زينت و ضريح بر آن قرار دادهاند ، همه را از بين ببرد . شريف تمام خواستهء آنها را قبول كرد و از آن پس امنيت در ميان راهها به وجود آمد و حركت مردم ميان راههاى مدينه و مكه و جده و طائف به حالت معمولى خود برگشت و قيمت كالاها كاهش يافت ، به طورى كه يك اردب از گندم به چهار ريال رسيد . ليكن شريف همواره مبلغ عشر را از بازرگانان دريافت مىكرد و مىگفت : اين افراد مشرك هستند و من از مشركين مىگيرم نه از موحدين . در سال 1224 ه . مسعود وهابى با تعداد زيادى از همراهان خود براى انجام حج در حالى كه راهها امن و قيمتها ارزان گرديده بود ، به سوى مكه عزيمت نمود . در مكه امير الحاج مصرى را احضار نمود و به دو گفت : اين چوبها و طبلهايى كه با شما است چيست ؟ كه مقصود او از چوبها ، محمل بود .