ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
490
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
زندگىشان از راه تجارت و اندكى كشاورزى و حقوقى كه از اوقاف دريافت مىدارند سپرى مىشود . عدّهاى نيز با كار در مسجد النبى و يا راهنمايى مساجد و آثار باقى مانده از پيشينيان و معرفى آرامگاههاى متبركه و كار در كشتزارها و باغها و نگهبانى از آن و چوپانى و كارگرى در خانهها ، زندگى خود را سپرى مىكنند . گروهى از نسل ايرانيان در اين شهر زندگى مىكنند كه معروف به نخاوله هستند . اين افراد در مدينه شبيه به كشاورزان ما در مصر بوده و كشاورزى مدينه ، بدانان رونق مىگيرد . اين گروه همگى رافضى بوده و كينهء ابابكر و عمر را در دل دارند . شهردار مدينه براى تحقير و عقوبت كينه و دشمنى آنان با دو خليفه ، آنها را مأمور به دور كردن سگها از اطراف مسجد النبى كرده است . ايرانيان در موسم حج با اين افراد آميزش دارند و خانههاى آنان را با آنچه كه در آن است ، براى خود كرايه مىكنند « 1 » در مدينه اصناف زيادى مشغول به تجارتند كه از آن جمله مردم شهر و باديهنشينان در خرما و روغن و پنير - كه بسيار ارزان است - تجارت مىكنند . در بازارهاى مدينه عسل و حبوبات ، گندم ، جو ، باقلا ، نخود ، ذرت ، باقلاى مصرى ، عدس و برنج ، خريد و فروش مىشود كه بيشتر حبوبات از مصر و شام و هند وارد مىشود . البته از اطراف مدينه نيز سبزيجات و خرما و ميوهجات براى فروش به مدينه آورده مىشود . روغن و پنير به وسيلهء اعراب باديه به مدينه وارد مىگردد كه در مقابل حبوبات ، پارچه و مس خريدارى مىكنند . شتر و گوسفند و اسبهاى اصيل را از نجد مىآورند و الاغ حساوى را نيز به مدينه آورده و داد و ستد مىكنند . پارچههاى ابريشم گوناگون و پارچههاى پنبهاى و پشمى از تركيه و
--> ( 1 ) - بنا بر گفتار و تحقيق تمامى مدينهشناسان ، طايفهء نخاوله از خانوادههاى عرب اصيل ساكن مدينه هستند و گروهى از آنها وابسته به خانوادههاى سادات حسنى و حسينى مىباشند از اين رو هيچگونه نسبت سببى يا نسبى با ايرانيان ندارند و همگى به كشاورزى و به ويژه پرورش باغهاى خرما و نخلستانها مشغولند و همانگونه كه مؤلف بدان اعتراف دارد ، رونق و سامان كشاورزى در مدينه بستگى به اين گروه دارد ، طايفهء نخاوله در ميان مردم مدينه به پاكى و صداقت و درستگويى و عفت و پايبندى به اوامر و نواهى شرع شهرهاند و فقر و ندارى ظاهرى آنها ناشى از عدم كمك و فشارهايى است كه دولت عثمانى و حاكمان ظالم به جهت دشمنى با اهل بيت بر آنان وارد آوردهاند ، از اين رو ايرانيان و عربهاى هم كيش آنان همواره به هنگام سفر به مدينه در منازل آنها ساكن شده و از اين راه بدانان كمك نمودهاند . « مترجم » .