ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

436

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

كه در دست ايشان بود ، پس از رحلتش در دست ابو بكر و سپس در دست عمر بود تا اين كه در زمان عثمان ، روزى در كنار چاه نشسته و با خاتم خود بازى مىكرد كه ناگاه از دست او رها شد و به چاه افتاد . او گفت كه مدت سه روز با عثمان آب چاه را كشيديم ليكن خاتم را پيدا نكرديم كه اين حادثه شش سال پس از خلافت وى بود . مسلم در صحيح خود از ابن عمر روايت كرده كه انگشتر از دست مردى از مهاجران از قبيلهء دوس به نام معيقيب به چاه افتاد . در صحيح بخارى حديث بلندى در اين مورد آمده كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به سوى چاه رفت و با آب آن وضو ساخت سپس بر بالاى آن نشست و دو ساق پاى خويش را عريان نمود و در چاه آويزان كرد پس از ايشان ابو هريره نيز همين كار را انجام داد . سپس ابو بكر و عمر و عثمان نيز همگى آمدند و با آب آن وضو ساختند و همانند پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در كنار آن نشستند . بدين مناسبت بر اين چاه نام « تفله » نهاند ؛ زيرا آب اين چاه شور بود و رسول گرامى صلّى اللّه عليه و إله آب دهان خود را در چاه انداخت و آب آن گوارا شد . غزالى نيز اين روايت را در كتاب احياى خود آورده است . ليكن عراقى در صحت اين حديث شك و ترديد نموده است . در سال 714 ه . ابو بكر بن احمد سلامى ، تعميراتى در چاه انجام داد و پله‌هايى تا انتهاى چاه بر آن ساخت تا افراد بتوانند به وسيلهء آن تا پايين رفته و از آب آن وضو سازند و بياشامند . آب اين چاه فراوان است كه به درون حوضى در داخل باغى جارى است و بسيار گوارا و تميز مىباشد . به محض اين كه آن آب را در ظروف گلى مدينه مىريختند ، همانند آب يخ سرد مىشد . به وسيلهء اين آب ، باغى كه معروف به « بستان النبى » است مشروب مىگردد . اين باغ به وسيلهء صدر اعظم ، مرحوم محمد پاشا عثمانى وقف گرديده است كه هم‌اكنون زير نظر رييس خزانهء نبوى اداره مىشود . در اين باغ انواع ميوه‌ها و درختان كاشته شده كه مردم مدينه براى استراحت و خوش‌گذرانى بدين سو روى مىآوردند . در شكل ص 437 چرخى را مىبينيد كه بر روى چاه قرار گرفته و ساختمانى را ملاحظه مىكنيد كه در دو طرف آن قرار گرفته است . اين چرخ بر خلاف معمول آنچه كه نزد ما است كار مىكند ، در آنجا دو ديوار بر دو طرف چاه ساخته شده است كه ميان اين دو ،