ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

397

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

درخت افرايى در چاه روييده بود ؛ به طورى كه ريشهء آن ، ديوار شرقى چاه را دربر گرفته و شاخ و برگهايش بر روى چاه و اطرافش سايبانى به وجود آورده بود . مردم براى آب گرفتن ، بر روى شاخه‌هاى آن مىنشستند . زمانى كه آب چاه كم بود به وسيلهء ظرفى به نام « كيزان » آب مىگرفتند و به هنگام وفور با دلو آب را از آن خارج مىنمودند . در اطراف اين چاه از بيرون پله‌اى است كه به وسيلهء دهليزى به كف آن راه دارد ليكن درب بالايى آن پر شده بود . اين چاه بسيار شبيه به چاه « بردويل » در مريوط مصر به نظر مىآيد . در كنار آن ، چاه ديگرى وجود دارد كه بسته شده است . در اطراف اين چاه ، در مكانهايى ، ديوارهايى به عرض سه متر قرار داشت . اين ديوارها از سنگ ضخيم و سختى كه داراى نقاط سياه و سفيد بود ، ساخته شده است . اين ديوارها نشان‌دهندهء آن است كه در دوران كهن در اين مكان شهرى بزرگ و پررونق وجود داشته است . گفتهء شاعر نيز گواه بر اين مطلب است : غشيت لليلى بالبرود منازلا * تقاد من و أستنت بهنّ الأعاصر و اوحشن بعد الحىّ الّا معالما * يرين حديثات و هن دواثر بنا به گفتهء ساربان ، از كنار اين چاه راه آسانى به سوى طائف وجود داشته است كه به وسيلهء خراش بن امية خزاعى كعبى به وجود آمده است كه شاعر در اين مورد سروده است : بين البرود و بين بلدح نلتقى روز دوم ، در آغاز ساعت يك ، از روز جمعه 29 ذى الحجه ، سال 1318 ه . از بئر البرود به سوى شمال شرقى به حركت درآمديم و در ساعت چهار و ربع به « وادى فاطمه » رسيديم . اين مسير ، دشت سرسبزى بود كه درختان بلندى بر دو سوى كنارهء آن داشت و كوهها از دو طرف ، آن را در بر گرفته بودند . از آغاز وادى فاطمه مسير حركت ما به سوى شرق تغيير يافت . وادى فاطمه دشتى وسيع و حاصلخيز است كه زمينهاى زراعتى آن سه متر بلندتر از سطح زمين قرار دارد و در آن نوعى گياه خودرو به نام