ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

348

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

سه قروش و نيم رسيد . عربهاى فروشندهء آب در حالى كه اين سرود را زمزمه مىكردند ، آب را مىفروختند : رأيت الماء * في سوق منا * بيعا و شرا * حتى ان اللاش * ما يرد الماء « 1 » در تصوير صفحهء 193 دستگاه بخار و مسير لوله‌ها به آن و به كوه مجاورش و نيز مجراى قنات را ملاحظه مىنماييد . منا جايگاه توحيد در دورانهاى گذشته ، بتهايى در منا قرار داشته است ، گفته مىشود . عمر بن لحى هفت بت در آن نصب نمود ، بتى در كنار راه ، ميان مسجد منا و جمرهء وسطى و بتى را بر روى ( جمرهء اولى ) و سومى را در ( مدعى ) و چهارمى را بر روى جمرهء وسطى و پنجمى را بر دهانه دره و ششمى و هفتمى را بر روى جمرهء بزرگ ( جمره عقبه ) . او سنگ‌هاى رمى را كه بيست و يك عدد ، بود چنان تقسيم كرد كه به هر يك از اين بتان ، سه سنگ زده مىشد و در هنگام سنگ زدن به هر بت مىگفتند ، تو از آن بت كه پيش از تو بود بزرگترى ، هنگامى كه اسلام ظهور كرد ، پرستش بتان را باطل نموده و بر عبادت پروردگار يگانه تاكيد در حج گرديد ، چنان كه مىفرمايد : « وَ اذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ وَ مَنْ تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقى وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ » . « 2 » حكم ساختمان در منا احمد بن حنبل در مسند خويش از قول عايشه نقل مىكند كه او گفت : گفتم اى رسول خدا ، چرا خانه و سايبانى كه تو را از آفتاب مصون دارد ، در منا براى خود

--> ( 1 ) - ديدم آب را در بازار منا خريد و فروش مىكردند ، بگونه‌اى كه بخيل هم كه آب را مىخريد . ( 2 ) - بقره : 203