ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

323

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

شب مخلوط مىگشت ، همگى بر قزح جمع مىشدند تا اينكه آفتاب بر قله‌هاى كوه نمايان شود و اشعهء آن همانند عمامه‌هاى مردان ، بر قلّهء كوهها مىافتاد . در اين هنگام از مزدلفه به سوى منا حركت مىكردند . در اين حال مىگفتند : اى كوه ثبير ، آفتاب را زودتر بر خود ظاهر نما كه ما حركت كنيم . خداوند در افاضهء احمسىها فرموده است : « ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » « 1 » يعنى شما هم بايد در عرفات وقوف كنيد و سپس به مزدلفه حركت نماييد . چون پيامبر در حجة الوداع در صحراى عرفات براى مردم سخنرانى كرد و فرمود : « ما از عرفات حركت نخواهيم كرد تا آن كه آفتاب غروب نمايد و آن هنگامى است كه روزه‌دار ، روزهء خود را مىگشايد و به خواست خداوند فردا هم پيش از طلوع آفتاب از مزدلفه حركت مىكنيم و روش ما مخالف با روش مشركان و بت پرستان است » . و نيز اعراب جاهليت معتقد بودند كه بدترين گناهان ، انجام عمره در ماه‌هاى حج است و مىگفتند : هر گاه زخم پشت چهارپايان بهبود يابد و موى پشم آنان زياد شود و ماه صفر درآيد ، در آن حال عمره براى عمره‌گزار حلال مىگردد و منظور آنها اين بود كه زخم پشت شترانى كه در موسم حج شركت كرده‌اند بهبود يابد و بر آن پشم و مو برويد و حال آن كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله در اين باره فرمودند : در اسلام تا روز قيامت عمره با حج همراه است . چنان كه خود ايشان تمام عمره‌هاى خويش را كه عمرهء حديبيه و عمرة القضاء و عمره‌اى كه از جعرانه انجام دادند در ماه ذى القعده بوده است . از ديگر سنتهاى اعراب اين بود كه حرمت ماه‌هاى حرام را پاس داشته و به هيچ كس ستم روا نمىداشتند ، حتّى اگر قاتل برادر يا پدرشان بود بر او تعرضى نمىكردند و اگر مردى در ماه‌هاى حرام مرتكب گناهى مىگرديد و مردى را مىكشت يا سيلى به چهرهء مردى مىزد و يا او را مضروب مىساخت ، قطعه‌اى از پوست درختان حرم را به صورت گردنبندى بر گردن خود مىبست و مىگفت : « أنا ضروره » و مردم به دو كارى نداشتند و

--> ( 1 ) - بقره : 199