ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

322

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

در آنجا برپا مىگشت و مردم در كنار كالاهاى خود بودند و پرچم‌هايى را بر خيمه‌هاى خود برمىافراشتند كه در آن سالار و رهبران آنان اقامت مىگزيد و از افراد در آن پذيرايى گرمى مىكردند و افراد قبائل گوناگون در اين بازار با يكديگر اجتماع نموده ، به خريد و فروش و شعرخوانى مشغول مىگشتند . چون آن بيست روز سپرى مىشد به بازار « مجنّه » رفته و ده روز در آنجا اقامت مىكردند كه در اين ايام بازار برپا بود و تجارت و شعرخوانى ميان آنان برقرار و چون هلال ذى الحجه را مىديدند به بازار « ذو المجاز » رفته ، هشت شب هم در آنجا اقامت مىگزيدند كه در اين ايام نيز همچنان بازار خريد و فروش و شعر و شاعرى گرم بود . آنگاه در روز ترويه ( روز هشتم ذى الحجه ) از آنجا به سوى عرفات حركت مىكردند . در آن روز از ذو المجاز آب فراوانى را براى خود فراهم مىكردند و منادياتى ميان ايشان ندا مىداد كه آب فراوان برداريد چون در عرفات و مزدلفه آب وجود ندارد و به همين سبب روز هشتم ذى الحجه را به روز « ترويه » يا آب گرفتن نامگذارى كرده‌اند . در اين بازارها هر كس كه قصد تجارت به همراه حج داشت ، شركت مىنمود و افرادى كه فقط قصد حج داشتند هر گاه مىخواستند از شهر خود بيرون مىآمدند . ساكنان مكه در روز هشتم ذى الحجه پس از آن كه آب با خود برمىداشتند از مكه خارج مىشدند . احمسىها در اطراف حرم و حدود نمره در روز عرفات وقوف مىكردند و كسانى كه داراى آئين حله بوده ، در صحراى عرفات وقوف مىكردند . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله قبل از هجرت به همراه حله در عرفات وقوف مىكرد . معمولا آنان روز عرفه و روزهايى كه در منا بودند ، خريد و فروش انجام نمىدادند . ولى پس از آمدن دين حنيف اسلام ، خريد و فروش در آن روزها را براى ايشان حلال نمود چنان كه خداوند مىفرمايد : « لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ » « 1 » پيروان آيين حله تا شامگاه در صحراى عرفات وقوف مىكردند و در يك زمان حلىها از عرفات و احمسىها هم از كنار حرم حركت مىكردند و همگان در مزدلفه به يكديگر مىپيوستند . شب را در آنجا مىگذراندند و هنگام فجر و آنگاه كه سفيدى روز با سياهى

--> ( 1 ) - بقره : 198