ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

317

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

دوم او را طلاق گفت باز مىتوانست به او رجوع نمايد ليكن پس از طلاق سوم ديگر حق رجوع نداشت . كسانى كه بر آيين حمس بودند ، هر گاه محرم مىشدند كشك نمىساييدند و از روغن و چربى و كره دورى جسته و آن را ذوب نمىكردند . شير را براى ماست مايه نمىزدند و جامه‌هاى پشمين و مويين نمىپوشيدند و تا هنگامى كه محرم بودند ، زير خيمه‌هاى مويين و پشمين نمىرفتند . از ريسيدن پشم و موى دورى كرده و پارچه نمىبافتند و چيزى از رستنىهاى منطقه حرم را نمىخوردند . آنان ماه‌هاى حرام را احترام داشتند و هيچگونه عهد و پيمانى را در آن نمىشكستند و ستمى روا نمىداشتند و در حالى كه جامه بر تن داشتند گرد خانهء كعبه طواف مىكردند . در دوره جاهلى و سال‌هاى نخستين ظهور اسلام ، هرگاه مردى از آنان محرم مىشد ، هر چند كه از اهل مكه بود ، در پشت خانهء خود نقبى مىزد و از آن آمد و شد مىكرد و اين گونه عمل مىكردند تا آن كه خداوند پيامبر خود محمد صلّى اللّه عليه و إله را مبعوث نمود . ايشان در سال حديبيه محرم شده و در حال احرام وارد خانه خود گرديدند . مردى از انصار كه همراه او بود بر درب خانه ايستاد . پيامبر فرمودند : چرا وارد خانه نمىشوى ؟ مرد انصارى گفت : من بر آيين احمسى هستم . پيامبر فرمود : من هم بر آيين احمسى هستم و آيين من و تو يكى است . آن مرد انصارى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله از درب خانه وارد شدند و خداى عز و جل در اين باره آيه زير را نازل فرمود : « وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » « 1 » حمسىها به خود مىگفتند : جايى غير از منطقهء حرم را تعظيم و بزرگ ننمايند و اگر چنين كرديد عرب حرمت حرم شما را رعايت نمىكند و مىگويند كه شما منطقه غير حرم را مانند حرم احترام مىگذاريد . بدين مناسبت وقوف در عرفات را انجام نمىدادند و به جاى آن بر كناره حرم از سوى نمره وقوف كرده و شب عرفه را آنجا مىگذرانيدند و

--> ( 1 ) - بقره : 189