ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
318
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
سپس از آنجا به سوى مزدلفه حركت كرده و تا تابيدن آفتاب بر قلّهء كوهها انتظار مىكشيدند و مىگفتند : ما اهل و ساكنين حرم هستيم و از منطقهء حرم بيرون نمىرويم و ما حمسى هستيم . ولى پس از آن ، وقوف در عرفات را نيز ترك كرده گفتند كه ديگر اعراب ، بايد در عرفات وقوف و از آنجا حركت كنند حال آن كه اقرار داشتند كه عرفات از مشاعر است و از سنتهاى ابراهيمى است كه بايد انجام گيرد به همين مناسبت در آيين خود بدعتهايى به وجود آوردند كه آغاز اين تفكر از حملهء ابرهه به كعبه بود چون خداوند متعال لشكر ابرههء حبشى ، صاحب فيل را نابود و پرنده ابابيل را بر آنان چيره نمود . همهء اعراب ، قريش و ساكنان مكه را بزرگ مىداشتند و تعظيم مىكردند و مىگفتند اين گروه اهل خدايند كه خداوند به دفاع از آنان پرداخته و شرّ دشمن را از ايشان رهانيده است . به همين سبب در بزرگداشت حرم و مشاعر و ماههاى حرام دقت بيشترى مىكردند و چنين مىپنداشتند كه آئين ايشان در پيشگاه خداوند بهترين و محبوبترين آيينها است . قريش و ساكنان مكه هم مىگفتند ما اهل خدا و فرزندان ابراهيم خليل و حاكمان بيت الحرام و ساكنان حرم خداونديم و هيچيك از اعراب باحق و منزلت ما برابرى نمىكند و عرب هم براى هيچكس اين حق را ، چنان كه براى ما مىشناسد و قائل است ، نمىشناسد . به همين مناسبت در آيين خود كارهاى تازه و بدعتهايى به وجود آوردند كه از آن ميان گفتند هر كسى كه آيين او حله است - غير احمسىها - هر گاه براى نخستين بار به حج بيايد بايد جامهاى از احمسيان بخرد يا كرايه كند و يا عاريه بگيرد ، آنگاه به طواف كعبه رود و هر گاه شخصى از ايشان بر در مسجد مىرسيد ، حال چه مرد باشد چه زن ، مىگفت : چه كسى جامه و پوششى عاريه مىدهد ؟ اگر كسى از ايشان جامهاى به او عاريت مىداد در آن جامه طواف مىكرد و در غير اين صورت جامهء خود را بر در مسجد افكنده و برهنه براى طواف وارد مسجد مىشد . نخست كنار بت اساف رفته و بر آن دست مىكشيد و سپس حجر الأسود را استلام مىكرد و آنگاه طواف خود را در حالى كه آنها و كعبه را در سمت راست خود قرار مىداد ، آغاز مىنمود و چون هفت دور طواف خود را به پايان مىرساند باز حجر الأسود را