ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
316
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
كالبدر يشرق نوره * اذ جنّ ليل أسود و تاريخ 1073 ه . كه مربوط به سلطان محمد خان است بر آن نوشته شده است در ابتداى ديوار حجر از سمت شرقى در بالا اين نوشته به چشم مىخورد : الحمد لله الذى * جعل المطاف منوّرا بضيا جبينه زين * كالشمس أضحى حج در جاهليت عربها از زمانهاى دور در دوران جاهليت ، مراسم حج بيت الله الحرام را انجام مىدادهاند . آنان بر دو آيين بودند : حلّه و حمس ، حمس آيين قريش و همپيمانان آنان از كنانه و خزاعه و اوس و خزرج و قضاعه و جديله و غطفان و عدوان و ديگر قبائل عرب بود . احمس ؛ يعنى كسى كه بر آيين خود استوار و پاىبند است . قبيلهء قريش هر گاه به مردى از اعراب دختر ، به همسرى مىدادند با آن مرد شرط مىكردند كه همه فرزندانى كه از او متولد مىشوند بايد به آيين حمس درآيند يا به گفتهء آنان احمسى باشند . عربها داراى خصوصيتى بودند كه هيچيك از غير عربها آن را در خود نداشتند . آنان همپيمانانى بودند استوار كه اعتقاد ، به بسيارى از سنتهاى ابراهيمى داشتند و بدان عمل مىكردند . آنان به اعراب فرومايه و بىدين و بىادب شباهتى نداشتند . فرزندان خود را ختنه كرده و حج خانه و مناسك آن را بجاى مىآوردند . مردگان خود را كفن كرده و غسل جنابت مىدادند و با وقار و سكينه گام برداشته و از ازدواج با دختر و دختر دختر و خواهر و دختر خواهر و ديگر محارم ، پرهيز مىكردند و از زرتشتيان و آتشپرستان دورى مىگزيدند . آنان در ازدواجهاى خود مهريه قرار داده و بر آن شاهد اختيار مىكردند و سه بار طلاق داشتهاند كه قرآن اين سنتها و كارهاى آنان را تأييد نموده است و بدين جهت عبد الله بن عباس هنگامى كه شخصى در مورد طلاق عرب از او سؤال مىپرسد ، در جواب مىگويد : هنگامى كه مردى براى نخستين بار همسر خود را طلاق مىگفت ، مىتوانست با بازگشت به دو وى را همسر خود كند و اگر براى بار