ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

281

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

از داخل و خارج بر آن خلوق و عطرهاى خوشبو نهاد و همه روزه به اندازهء يك رطل مصرى و در روزهاى جمعه دو رطل « 1 » عود مىسوزانيد . ابن زبير با تعدادى از سنگهاى باقيمانده مطاف را سنگفرش نمود . اما ساختمان كعبه از سوى حجاج نيز ثابت و مشهور است ، پس از محاصرهء ابن زبير و كشته شدن او ، حجاج وارد مكه شد و نامه‌اى براى عبد الملك بن مروان نوشت كه در آن به او خبر داده بود ابن زبير قسمتى را كه از كعبه نبوده به آن افزوده و درب ديگرى نيز بدان اضافه كرده است ، نامبرده از عبد الملك اجازه گرفت كه كعبه را به همان حال خود در دوران جاهلى برگرداند . عبد الملك بر او نوشت درب غربى را ببندد و آن مقدارى را كه از حجر اسماعيل بر كعبه افزوده خراب كند و ديوار آن را در همان جايى كه بوده بگذارد . حجاج قسمت‌هاى ياد شده را انجام داد ، بنابراين ساختهء وى در كعبه ، فقط بازسازى ديوار شمالى و بستن درب غربى و بالا بردن درب خانه در ديوار شرقى بوده كه به اندازهء 4 ذراع و يك وجب بود . اما ديگر قسمتهاى كعبه را به همان حال كه ابن زبير ساخته بود باقى گذارد . اين تعميرات در سال 74 ه . صورت گرفت . سپس عبد الملك بن مروان از كردهء خود در كعبه پشيمان گرديد و گفت به خدا دوست مىداشتم ابن زبير را به حال خود بگذارم و كارى را كه كرده است بپذيرم و اين در حالى بود كه حارث بن عبد اللّه بن ابى ربيعه مخزومى به او گفت كه من از عايشه حديثى را كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله نقل مىكرد شنيدم كه ابن زبير هم بر اساس همان روايت بناى كعبه را تغيير داد . ابو داود طيالسى حديث عايشه را اين چنين روايت مىكند كه گفت : سليم بن حبان از سعيد بن مثنى از عبد اللّه بن زبير روايت مىكند كه گفت : عايشه به من خبر داد كه رسول خدا اين چنين به من فرمودند : قوم تو در ساختن كعبه مقدارى از طول آن را كاستند و اگر نه اين است كه ايشان به تازگى كافر بوده‌اند ، كعبه را خراب مىكردم و شش ذراع از حجر را به خانه مىافزودم و براى آن دو درب يكى شرقى و ديگرى غربى بر روى زمين قرار مىدادم . پس از ساختمان ابن زبير و حجاج ، تا سال 1039 ه . به جز در ناودان و درب كعبه و بعضى از ستون پايه‌هاى آن ، تغييرى در ساختمان آن داده نشد . البته مرمّت‌هاى جزئى آن

--> ( 1 ) - رطل مصرى معادل 453 گرم است . « مترجم » .